در باره بنيان انديشي (۲۱): سرگذشت جبر (قسمت اول)
سرگذشت جبر (قسمت اول)
مروري بر مقالات گذشته:
۸ - دو برداشت مبالغهآميز از دو حادثه تاريخي
۹ - توفان نوح: آيت الهي يا انقلاب جوّي؟
۱۰ - ايراد بني اسرائيلي بر زبان فارسي
۱۱ - ملت سازي به روش «جوجه کشي»
۱۲ - در دفاع از يک دائره المعارف
۱۳ - کدام حمله به کدام زبان؟
۱۴ - سرزمين توفان
۱۵ - نقدي بر ديدگاه ناصر پورپيرار در خصوص زايش لهجهها در اثر برخورد زبانها
۱۶ - اين «اين» آن «اين» نيست!
۱۷ - آيا کشتي نوح پيدا شده است؟
۱۸ - خط عربي و مسأله بلوغ آن در آئينه بنيان انديشي
۱۹ - سکوت هزار ساله، براي چه؟
۲۰ - احوال العدد والمعدود
سرگذشت جبر (قسمت اول)
در مقاله پيشين مطالبي در خصوص شيوه بيان اعداد در قرآن شريف و به دنبال آن در متون سدههاي متوالي عنوان کرديم و با اين واقعيت آشنا شديم که در طول چندين صد سال بعد از ظهور اسلام، بيان اعداد صرفا با کلمات و بر اساس دو روش، يعني از کل به جزء و معکوس آن يعني از جزء به کل تجلي کرده است. تاريخ ورود ارقام به مکتوبات مسلمين نياز به تفحص دارد. همچنين منشأ ارقام يا نشانههاي اعداد نياز به يک بررسي موشکافانه دارد، زيرا ممکن است افسانههائي را به عنوان حقيقت به خورد مسلمين داده باشند. اما بررسي مسير ورود نشانههاي عددي به دنياي اسلام خواهناخواه با مسير تکاملي علم جبر ارتباط پيدا ميکند، لذا مجبوريم بحث خود را روي سرگذشت جبر متمرکز بکنيم.
تفکر رايج در باره ارقام و تاريخ تکوين آنها که در تمام محافل آکادميک امروز مقبوليت عام دارد، حاکي از آن است که گويا نشانههاي ارقام صفر تا نه و طرز نوشتن آنها با عنايت به ارزش مکاني، يعني نمايش ارقام دهدهی از سدههاي نخستين ميلادی در بين هندوها رايج بوده است و چند سده بعد از ظهور اسلام از طريق متقدميني نظير خوارزمي به تدريج به دنياي اسلام وارد شده و سپس از قرن دهم ميلادی به بعد بتدريج از مسلمين اخذ و بين اروپائيان رواج داده شده است. حقيقتا هم مکتوبات چند سده نخستين پس از اسلام، اعم از پاپيروسها، نسخههاي خطي، سکهها و سنگ قبرها عليرغم دارا بودن ارقام و اعداد بسيار متنوع، نشاني از بيان اعداد به کمک ارقام ندارند و اعداد در تمامي آنها و حتي در متن عربي اثر منسوب به خود خوارزمي به کمک کلمات بيان شدهاند. لذا در اين نوشته سعي در شناسائي منشأ واقعي ارقام عددي و تاريخ انتشار آن بين علماي جهان اسلام و محافل دولتي و سپس زندگي روزمره مسلمين خواهيم کرد ولي چنانکه گفتيم، اين تحقيق را در بطن و متن تاريخ علم جبر انجام خواهيم داد.
پيش از هرچيز بايد بگويم، نظريه پيدايش نشانههاي ارقام از بين هنديان و سرايت آن به جهان اسلام و سپس به اروپا شبهه برانگيز است. ترديدي نداريم و اروپائيان نيز معترفند که اين نشانهها از جهان اسلام به اروپائيان رسيده است، اما هندي يا هندو بودن منشأ آنها را چندان معتبر نميدانيم و ممکن است اروپائيان با ساختن اين سناريو قصد القاء اين توهم را داشته باشند که استفاده از ارقام عددي که از ارکان تاريخ تکوين تمدن ميباشد، ريشه در قوم هند و اروپائي دارد، در حالي که، چنانکه در اين نوشته کوشش در اثبات آن خواهيم کرد، به نظر ما اين حادثه بسيار مهم در تاريخ تمدن انساني و به طور اعم پيدايش و تکوين علم جبر ، نظير تمام حوادث بنيادين مربوط به تمدن، ريشه در بينالنهرين دارد.
اروپائيان و محافل آکادميک آنها از اين نشانهها به عنوان «ارقام هندي- عربي» نام ميبرند و حتي نشانههاي عددي اروپائي را «عربي» و نشانههاي مورد استفاده مسلمين را «ارقام هندي» معرفي ميکنند. در اين ميان اعراب در شگفتند که چرا اروپائيان ارقام مورد استفاده خودشان را «عربي» ميشناسند و ارقام مورد استفاده مسلمين را «هندي» معرفي ميکنند. هم اينک در تنظيمات کمپيوتري ويندوز و برنامههاي کاربردي آن، همواره تنظيمي براي «ارقام عربي» (منظور ارقام اروپائي) و تنظيم ديگري براي «ارقام هندي» (منظور ارقام عربي) وجود دارد.
غربيها نه تنها ارقام موجود بلکه شيوه استفاده از آنها را رهآورد هندوستان معرفي مکنند و منظور آن است که با داشتن ده نشانه براي اعداد از صفر تا نه و چيدن آنها در کنار يکديگر بتوانيم کليه اعداد قابل تصور را به نمايش درآوريم. شيوه چيدن آنها هم به اين ترتيب است که هر نشانهاي ضمن اين که مفهوم يکي از اعداد صفر تا نه را افاده ميکند، چنانکه در جايگاه دوم، سوم و غيره قرار گيرد، ارزش ۱۰ برابر، ۱۰۰ برابر و الي آخر را کسب ميکند. لذا سخن از «نظام عدد نويسي دهدهي بر مبناي ارزش مکاني» در ميان است که گويا مفهوم «ارزش مکاني» هم رهآورد هندوستان است. اما چنانکه قبلا نشان دادهايم، مفهوم «ارزش مکاني ارقام» آشکارا ريشه در بين النهرين دارد و در نوشته پيشين، ابداع آن در بابل را ردگيري کرده بوديم.
لذا براي تحقيق در صحت وسقم منشأ هندي ارقام عددي، فيلمان ياد هندوستان ميکند تا رد پاي ارقام عددي و به طور اعم علم جبر را در آن خطه پيگيري نمائيم. اين تحقيق پيچيده و طاقت فرسا که با توفيق الهي براي نخستين بار صورت ميگيرد و سعي در رد نظريه غالب و رايج کنوني پيرامون اين مسأله کليدي دارد، ممکن است چند مقاله وبلاگي را به خود اختصاص دهد و نتيجه آن بسيار هيجان انگيز خواهد بود. در مسير اين تحقيق بايد واقعيت وجودي و تاريخي چند شخصيت مهم و متقدم علم رياضي و اصالت آثار منسوب به آنان و ماهيت يک موسسه استعماري را مورد کند و کاو قرار دهيم که ممکن است حقائق پشت پرده تحويل و تحول علم جبر از خلال اين کند و کاو بر ما آشکار شود:
۱ – ديوفانتوس (۲۸۰-۲۱۰م) رياضيدان يوناني که بنيانگذار علم جبر شناخته شده است.
۲ – آرياباتا (۵۵۹- ۴۷۶م) منسوب به هند که بسياري آراء رياضي منسوب به اوست.
۳ – ابو عبدالله محمد بن موسي الخوارزمي (۸۵۰- ۷۸۰م) که وي نيز بنيانگذار علم جبر شناخته شده است.
۴ – لئوناردو فيبوناچي (۱۲۵۰- ۱۱۷۰م) رياضيدان ايتاليائي که گفته ميشود در انتقال دانش رياضي مسلمين به اروپا نقش کليدي داشته است.
۵ – انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي وابسته به دربار بريتانيا
تمرکز ما روي انجمن سلطنتی مطالعات آسيائي (Royal Asiatic Society) از اهميت زيادي برخوردار است. اين انجمن در دوره حاد استعمار بريتانيا در سال ۱۸۲۳ به فرمان جورج چهارم تشکيل شد که شخصيتهاي علمي متعددي از محافل نظامي، امنيتي و آکادميک بريتانيا در آن عضو بودند. نطفه اين انجمن قبلا در سال ۱۷۸۴ به همت سر هنري توماس کولبروک استاد زبان سانسکريت و سر ويليام جونز مستشرق مشهور انگليسي و واضع نظريه زبانهاي هند و اروپائي، در کلکته تشکيل يافته بود. بنا بر اين تشکيل انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي به دنبال شکل گيري نظريه زبانها و اقوام هند و اروپائي بود و پيوندهاي آن با اهداف استعماري بريتانيا در شبه قاره هند و کمپانی هند شرقی آشکار است. فعاليتهاي علمي اين انجمن غير از حوزه فرهنگي هندوستان، شامل مسائل فرهنگي، تاريخي و اجتماعي حوزه خاور دور و به خصوص جهان اسلام ميگرديد. اين انجمن که پيوندهاي گستردهاي با دانشگاه کمبريج دارد، فعاليتهاي وسيعي را پيرامون مسائل مربوط به تاريخ و فرهنگ ملل شرق انجام ميدهد و نشريه مرکزي آن هر چهار سال يکبار منتشر ميشود که به يافتههاي علمي در خصوص شرق شناسي اختصاص دارد. رياست کنوني آن را شاهزاده چارلز بر عهده دارد.
سر هنري توماس کولبروک (۱۸۳۷- ۱۷۵۶) استاد سانسکريت و از ارکان متقدم انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي
ويليام جونز شهوت سيري ناپذيري براي يادگيري زبانها داشت. وي ابتدا زبان يوناني، لاتين، فارسي و عربي را ياد گرفت. سپس به يادگيري زبان عبري همت گماشت و مباني زبان چيني را در عنفوان جواني ياد گرفت. در پايان عمر ۴۸ سالهاش ۱۳ زبان را به طور سليس ميدانست و بر ۲۸ زبان ديگر نيز تسلط قابل ملاحظهاي داشت. وي مترجم کتاب تاريخ نادري از زبان فارسي به قلم ميرزا مهدي خان استرآبادي به سفارش کريستين دوم پادشاه دانمارک و مولف يک کتاب دستور زبان فارسی بود. اين کار سرآغاز فعاليتهاي گسترده او در رابطه با فرهنگ ايران، عثماني و کشورهاي عربي بود. وي بعد از تحصيل حقوق در سال ۱۷۸۳ به سمت قاضي دادگاه عالي بنگال منصوب شد. در شبه قاره هند وي مجذوب فرهنگ هندي شد که محافل علمي اروپائي تا آن زمان از آن بيخبر بودند. وي در سال ۱۷۸۴ انجمن آسيائي کلکته را بنيانگذاري کرد و در طول ده سال بعد سيلي از آثار متعدد را در مورد تاريخ و فرهنگ هندوستان منتشر کرد که تقريبا شامل همه زمينههاي تاريخي، فرهنگي و اجتماعي هند از جمله آثاري در باره قوانين محلي، موسيقي، ادبيات، گياه شناسي، و جغرافيا ميشد و چندين مجلد از آثار وي نيز به ادبيات هند مربوط ميشود. وي همچنين شعري طولاني در چندين صد بيت در باره منشأ افسانهاي بازي شطرنج دارد. مهمترين کار وي مقايسه لفظي و گرامري زبانهاي لاتين، يوناني و سانسکريت و کشف تشابهات لفظي و دستوري بين آنها و وضع نظريه زبانهاي هند و اروپائي است که شامل زبان فارسي هم ميشود.
حجم فعاليتهاي آموزشي و نويسندگي ويليام جونز در کنار فعاليتهاي قضائي وي، ظاهرا با طول عمر ۴۸ ساله وي تناسبي ندارد، به خصوص که تقريبا همه آثار وي، حتي شعري که در باره منشأ شطرنج سروده است، فعاليت گسترده تحقيقاتي و پژوهشي را ميطلبيده است. اگر فراگيري ۱۳ زبان به طور سليس و ۲۸ زبان ديگر را با تسلط کافي بر حجم فعاليتهاي وي اضافه کنيم، و توليد مکتوباتي در حد سيزده مجلد حجيم را نيز بر آن بيفزائيم، در اصالت اين همه اثر دچار ترديد ميشويم. ظرفيت علمی او بی ترديد بسيار بالا بود، اما در زمان حيات خود وی بود که انجمن سلطنتی مطالعات آسيائی کتاب شاهنامه فردوسی را به عنوان تاريخ ايران معرفی کرده بود، که مشروعيت علمي آن انجمن را به شدت زير سوال می برد.
پيش از ويليام جونز نظريه غالب در محافل علمي اروپائيان که متأثر از تورات بود، مبتني بر اين انديشه بود که جد مشترک تمامي زبانهاي جهان زبان عبري است. تئوري زبانشناسي قياسي وي که منجر به پيدايش نظريه هند و اروپائي و جعل يک زبان باستاني موسوم به «هند و اروپائي نخستين» گرديد، نظريه خرافي مبتني بر عبري بودن جد مشترک همه زبانها را نقش بر آب کرد، اما موجب پيدايش تئوري عجيب ديگري گرديد که بيش از آن که پديدههاي زباني را توضيح دهد، به ايجاد ابهامات و سوالات بيشتري دامن زده است. منتقدين او بر وي ايرادات چندي گرفتهاند که از آن جمله است، التقاط کلمات عاريتي با کلمات همريشه، طبقهبندي زبان پهلوي و مالائي در رديف زبانهاي سامي، و طبقهبندي زبان تبتي در رديف زبانهاي هند و اروپائي.
نظريه خويشاوندي زبانهاي موسوم به «هند و اروپائي» در بدو امر مبتني بر نظريه خويشاوندي نژادي اقوامي بود که متکلم به اين زبانها بودند و لذا تئوري مهاجرت وسيع اقوام هند و اروپائي را دامن ميزد. بعدها اين فرضيه نيز مورد توجه قرار گرفت که ممکن است انتشار زبان بدون مهاجرت و صرفا از طريق تماس اقوام مختلف و يا تحت تأثير عوامل سياسي تحقق يافته باشد. اينک اين نظريه هم مطرح است که انتشار وسيع قومي موسوم به «کوليها» با منشأ هندي و متکلم به يک زبان هند و اروپائي که بسيار نزديک به زبان سانسکريت است، موجب انتقال تعدادي از کلمات سانسکريت در سراسر جهان شده باشد. زبان اين قوم که در کشور ما نيز به نام «کوليها» و در ترکي به نام «قاراچيلار» شناخته شده است، آشکارا زباني است از ريشه سانسکريت، و خصوصيت مهاجرت دائمي در آنان و اشتغال به حرفههائي از قبيل رقص و نمايش، فال بيني و مشاغل سرگرم کننده ديگر غير قابل انکار است. اين نظريه که وقوع آن محتملتر و عمليتر از سناريوهاي سرگرم کننده پيشنهادي اروپائيان و زبانشناسان طرفدار ويليام جونز به نظر ميرسد، ممکن است تمامي سناريوهاي پيشين و نظريه خويشاوندي زبانهاي هند و اروپائي و خويشاوندي نژادي اقوام مربوطه و مهاجرتهاي متعدد و گسترده را از بيخ وبن متزلزل کند. در واقع نظريه خويشاوندي اين زبانها بر اساس تعداد بسيار محدودي کلمات مشابه و مشترک بنا شده است که شباهت بعضي از آنها نيز مورد ترديد است. کلمات متضاد در بين اين نوع زبانها که دلالت بر بيگانه بودن آنها ميکند، بسيار بيشتر از وجوه اشتراک آنهااست. چنانکه در يکي از مقالات پيشين اين وبلاگ پيرامون خويشاوندي زبانها به اجمال مرور کرديم، نظريه خويشاوندي زبان باستاني هيت با زبانهاي هند و اروپائي آشکارا نظريهاي مغرضانه و تحميلي بود.
از طرف ديگر بايد دانست که تحقيقات ويليام جونز در زماني صورت گرفته بود که زبانهاي بينالنهرين هنوز به قدر کافي مطالعه نشده بودند و تعيين خانواده زبانها بدون عنايت به زبانهاي بينالنهرين نتايج علمي قابل اعتنائي نخواهد داشت. حقيقت امر آن است که دوران استعمار بريتانيا در هند سرچشمه خرافات علمي بيکراني شده است که اروپائيان براي جبران عقده خود کمبيني خود در خصوص فقدان سهمشان در شکلدهي به تمدن باستاني بدان نياز داشتند و دانشمنداني امثال ويليام جونز با اراده خود کار نميکردند، آنها به سفارش محافل استعماري و لردها و اعيان و اشراف بريتانا و سردمداران کمپانی هند شرقی دست به قلم ميبردند. البته چنانکه بارها ديدهايم، استعمار هيچوقت با دروغ شاخدار به فريب افکار عمومي نميپردازد. آنها همواره دروغ را در لفافهاي از حقيقت به خورد انسانها ميدهند و از قرار معلوم در اين کار موفق هم هستند.
![]()
يک نسخه خطي از ريگ ودا متعلق به اوائل قرن نوزدهم
حجم وسيع متون موسوم به متون هندو اعم از وداها، ريگ وداها، ماهاباراتا و امثال آن که به عنوان ادبيات شفاهي هندو معرفي شدهاند، نيز محصول دوره استعمار انگليس به سفارش کمپاني هند شرقي است. کهنترين نسخههاي خطي ادعائي براي اين متون عبارت از يک متن روي پوست درخت و ۲۹ متن روي کاغذ با قدمت ادعائي حدود ۴۵۰ ساله (در صورت صحت) است که جزء ميراث فرهنگي ثبت شده توسط يونسکو است و مجموعا چند صفحه را تشکيل ميدهد، اما موسسات فرهنگي استعمار نظير انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي چندين هزار صفحه متن هندو به خورد مردم جهان دادهاند که منبع آنها ناشناخته و ناشناختني است. هر کسي که در جستجوي اسناد دال بر اصالت اين متون باشد، پس از جستجوي زياد و طاقت فرسا، دست از پا درازتر به جاي خود باز ميگردد و غير از چند عکس از تمبرهاي يادگاري و متون دست نوشته مربوط به زمان ويليام جونز و چيزهائي از اين قبيل دستگيرش نميشود.
آثار ويليام جونز و ساير متقدمين انجمن سلطنتی در شرائطي که دسترسي به فتوکپي بعضي آثار حساس در رابطه با تاريخ و فرهنگ اسلامي غير ممکن است و مافياهاي خطرناکي بر نگهداري اين نوع آثار نظارت دارند، به سهولت در اينترنت و کتابخانههای دنيا قابل حصول است. ![]()
سر ويليام جونز (۱۷۹۴- ۱۷۴۶) يکي ديگر از ارکان متقدم انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي و واضع نظريه زبانهاي هند و اروپائي
چنانکه در طول اين تحقيق روشن خواهيم کرد، انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي ضمن فعاليت در ترجمه، چاپ و نشر آثار متعددي از نسخ خطي منسوب به جهان اسلام، چندين نظريه جعلي در خصوص تاريخ علم را در بين محافل آکادميک دنيا رواج داده است که از آن جمله است معرفي «آرياباتا»، يک شخصيت افسانهاي هندي به عنوان سرچشمه دانش رياضي، معرفي ابو عبدالله محمد بن موسي الخوارزمي به عنوان رابط علم رياضي هند در انتقال آن به جهان اسلام و مسائل ديگري که به طور کلي با انگيزه انحراف افکار جهاني از تمدن بينالنهرين و تمرکز آن روي نظريه جعلي منشأ هند و اروپائي دانش مسلمين و اروپائيان انجام گرفته است. اين تغيير نگرش از زمان شکل گيري نظريه زبانها و اقوام هند و اروپائي به ابتکار ويليام جونز براي نژاد پرستان اروپائي بسيار پر اهميت بوده است، زيرا نقش اقوام اروپائي در پيدايش تمدن در جهان باستان در حد صفر مطلق ارزيابي شده است. دانش يونان باستان نيز نميتوانست اين عقده نژادپرستان اروپائي را از ميان بردارد، زيرا آن هم به تمامي برآمده از بطن و متن تمدن بينالنهرين بود. لذا براي نژاد پرستان اروپائي کشف حلقه رابط بين دانش مسلمين و دانش هند باستان، و ابداع چنين حلقهاي در صورت فقدان تاريخي آن اهميت اساسي داشت. لذا انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي دانشمندي افسانهاي با منشأ هندي به نام «آرياباتا» را خاستگاه دانش رياضي و مخصوصا علم جبر و ابو عبدالله محمد بن موسي الخوارزمي را به عنوان رابط اين علم در انتقال آن به جهان اسلام معرفي ميکند و چنانکه خواهيم ديد، هر دو نظريه از جعليات استعمار براي وارونه جلوه دادن حقائق تاريخي است. آنها براي شخصيتي افسانهاي و غير واقعي به نام «آرياباتا» منسوب به ۱۵۰۰ سال پيش هويتي علمي تراشيدهاند و علاوه بر برافراشتن مجسمه او، سازمانهاي متعدد علمي و فرهنگي و موسسه فضانوردي هند و يکي از حفرههاي قارچي شکل کره ماه را به نام او ناميدهاند. ابوعبدالله محمد بن موسي الخوارزمي که از سوي آنان به عنوان انتقال دهنده نشانههاي عددي از هند به دنياي اسلام معرفي شده است، در اثر رياضي منسوب به خودش به زبان عربي موسوم به «الکتاب المختصر في حساب الجبر والمقابله» هيچ استفادهاي از نشانههاي عددي حتي براي شمارهگذاري صفحات نکرده و تمامي اعداد را به کمک کلمات بيان کرده است! نسخههاي خطي ادعائي انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي هيچکدام قابل معاينه براي هيچ دانش پژوهي نيست و اگر چنين نسخههائي وجود داشته باشند، معمولا در بخشهاي مخصوصي در کتابخانه دانشگاه کمبريج و دانشگاه آکسفورد نگهداري ميشوند. در حالي که لغتنامه سانسکريت سر هنري توماس کولبروک توام با بقيه آثار او به يک طرفة العين از اينترنت قابل حصول است.
در انتهاي ترجمه انگليسي کتاب جبر و مقابله خوارزمي (ترجمه فردريک روزن ۱۸۳۱) ليستي از کتبي که به سرمايه بنياد نشر آثار شرقي وابسته به انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي منتشر شدهاند، ارائه شده است که تأمل بر انگيز است:
۱ - سفرهاي ابن بطوطه، از روي نسخههاي خطي کمبريج
۲ - خاطرات جهانگيرشاه، به قلم خودش، ترجمه از روي يک نسخه خطي فارسي توسط سرگرد ديويد پرايس، از لشگر بمبئي
۳ - تاريخ افاغنه، ترجمه از متن فارسي نعمت الله
۴ - تاريخ جنگ بوسني، ترجمه از نسخه خطي ترکي
۵ - سرگذشت تيمور به قلم خودش، ترجمه از متن ترکي جغتائي به فارسي توسط ابوطالب حسيني، ترجمه از فارسي به انگليسي توسط سرگرد ارتش بريتانيا چارلز استيوارت استاد زبانهاي شرقي در انستيتيوي شرق شناسي وابسته به کمپاني بريتانيائي هند شرقي
۶ - تاريخ وارطان و نبرد ارمنيها، حاوي گزارشي از جنگهاي ديني بين ايرانيان و ارمنيها
۷ - زندگي حافظ الملوک، به قلم پسرش نواب مستجاب خان، ترجمه از فارسي توسط چارلز اليوت، عضو Civil Service (تشکيلات اطلاعاتي بريتانيا) در شهر بنگال
۸ - زندگي شيخ محمدعلي حزين به قلم خودش، ترجمه از نسخه خطي فارسي
سپس ليستي از آثار در شرف چاپ ارائه شده است که آن هم نياز به تأمل دارد:
۱ - شاهنامه، ترجمه عاليجناب جيمز اتکينسون (کلمه Esq که يادگار دوره استعمار و به معني «عاليجناب» معمولا در مورد لردها و نمايندگان دربار و امثال آنها اعمال ميشد)، شامل توضيحي در مورد اين که اين اثر نفيس تاريخ پرشيا است.
۲ - سفرهاي اوليا افندي
۳ - تحفة الکبار اثر اولياي چلبي، ترجمه توسط عاليجناب جيمز ميچل
۴ - تاريخ مراکش، نظري بر تاريخ انتشار دين محمدي در اسپانيا، ترجمه توسط عاليجناب والتر پرايس
۵ - اثر جغرافيائي عظيم ادريسي
۶ - اخلاق ناصري
۷ - ترجمه مجموعهاي از نسخههاي خطي انجيل عهد جديد از زبان سرياني
۸ - ترجمه سير متأخرين به قلم سيد غلام حسين خان، از زبان فارسي شامل سالنامههاي دربار هند تا زمان استعمار انگلستان
۹ - ترجمه شرفنامه از زبان فارسي، حاوي تاريخ سلسلههائي که در کردستان سلطنت کردهاند.
۱۰ - ترجمه تاريخ مازندران و طبرستان از زبان فارسي
۱۱- ترکه افغان، ترجمه از فارسي، حاوي تاريخ افاغنه که ادعا ميکنند از ذريه يهودند، شامل گزارشي از سخنان ريش سفيدان قبائل افغان
۱۲- ترجمه جغرافياي ابن حوقل از نسخه خطي عربي
۱۳- ترجمه تاريخ بربرها به قلم ابن خلدون
۱۴- ترجمه تاريخ عربستان به قلم ابن قطيبه، اثري معظم که تاريخ عربستان را از زمان اسماعيل پسر ابراهيم تا پايان قرن سوم هجري ارائه ميدهد.
۱۵- ترجمه روضة الصفا به قلم ميرخوند، حاوي تاريخ پرشيا از زمان کيومرث تا وفات اسکندر
۱۶- ترجمه کتابنامه حاجي خليفه از عربي، شامل توضيح حدود ۱۳۰۰۰ کتاب عربي، ترکي و فارسي
۱۷- ترجمه مهر و مشتري، کتاب شعر به زبان فارسي شامل شرح دوستي و روابط مهر و مشتري، دو پسران شاپور و ماجراهاي آنها
۱۸- ترجمه بوستان سعدي
![]()
مجسمهاي از آرياباتا بر اساس تخيل هنرمند، که ابداع علم جبر و شيوه نمايش دهدهي اعداد را در قرن پنجم ميلادي به وي نسبت ميدهند.
ما در نوشته بعدي، واقعيت وجودي و جايگاه علمي آرياباتا و نقش انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي در معرفي اين شخصيت علمي افسانهاي را مورد مطالعه قرار خواهيم داد و در خصوص واقعيت وجودی خوارزمی نیز تحليلی ارائه خواهيم کرد. اگر خوارزمی در سده سوم هجری وجود داشته و مولف رساله ای در جبر و مقابله باشد، در آن صورت نظرات آقای پورپيرار در خصوص عدم خلاقيت علمی مسلمين تا حوالی قرن دهم هجری به شدت زير علامت سوال ميرود.
منابع مورد استفاده:
۱ – کتاب المختصر في حساب الجبر والمقابله، ابوعبدالله محمد بن موسي الخوارزمي، متن عربي توام با ترجمه انگليسي به قلم فردريک روزن، لندن ۱۸۳۱
۲ – آرياباتيا، رسالهاي در نجوم، متن سانسکريت توام با مقدمه انگليسي به قلم H. Kern ، لايدن ۱۸۷۴
۳ – شرح حال ويليام جونز، ويکيپدياي انگليسي
۴ – سايت انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي
جهان بينی در پرتو علم نوين، بين النهرين گهواره تمدن، قرآن: رستاخيز فرهنگي مشرق زمين، ، هويت و رابطه آن با زندگي فرهنگي و اجتماعي، زبان: انعکاس طرز زندگي و گذشته ملتها، مسیرهای تکوین، طیف گم شده (حقیقت انسان و حقیقت خدا)