در باره بنيان انديشی (۱۷): آيا کشتي نوح پيدا شده است؟
آيا کشتي نوح پيدا شده است؟
از سلسله مقالات اخير که در اين وبلاگ منتشر شده است:
۸ - دو برداشت مبالغهآميز از دو حادثه تاريخي
۹ - توفان نوح: آيت الهي يا انقلاب جوّي؟
۱۰ - ايراد بني اسرائيلي بر زبان فارسي
۱۱ - ملت سازي به روش «جوجه کشي»
۱۲ - در دفاع از يک دائره المعارف
۱۳ - کدام حمله به کدام زبان؟
۱۴ - سرزمين توفان
۱۵ - نقدي بر ديدگاه ناصر پورپيرار در خصوص زايش لهجهها در اثر برخورد زبانها
۱۶ - اين «اين» آن «اين» نيست!
آيا کشتي نوح پيدا شده است؟
بيشتر ساکنين مسن شهر دوغو بازيد، نزديک مرز ايران و ترکيه و منطقه اطراف آن به خاطر دارند که در سال ۱۹۴۸ در اثر بارانهاي سيل آسا و به دنبال آن سه زمين لرزه متوالي شکل عجيبي مشابه يک کشتي در ارتفاع کوه آغري نمايان شد. در سال ۱۹۵۹ ايلهان دوروپينار افسر نيروي هوائي ترکيه طي يک مأموريت نقشه برداري مشترک با ناتو از آن عکس برداري کرد و موضوع را به اطلاع مقامات کشورش رسانيد، محوطه مذکور نيز به نام وي ناميده شد. در سال ۱۹۶۰ يک هيئت باستانشناسي متشکل از دکتر جورج واندهمان، ايلهان دوروپينار و آرتور براندنبرگر منطقه را مورد بررسي قرار داده و بعد از دو روز کند و کاو در محوطه اعلام داشت که به چيزي جز صخره و خاک برخورد نکرده و اين مکان اهميت باستانشناختي ندارد. به اين ترتيب مکان مذکور به حال خود رها شد تا اين که در سال ۱۹۷۷ يک باستانشناس خودخوانده آمريکائي به نام رون وايت به مطالعه آن محوطه علاقه نشان داد. وي که پيش از آن در سمت آسيستان بيهوشي در يکي از بيمارستانهاي آمريکا مشغول به کار بود، در طول دهه ۱۹۸۰ پيوسته براي جلب نظر پژوهشگران باستانشناسي به اين مکان در کوشش و تقلا بود. در بين افرادي که وي تشويق به ديدار از محوطه دوروپينار کرد شخصيتهائي نظير جيمز ايروين، جستجوگر خستگي ناپذير کشتي نوح و فضانورد سابق و جان موريس از معتقدين سرسخت روايت توراتي- انجيلي آفرينش نيز بودند، ليکن هيچ يک از آنها در مورد کشتي بودن آن سازه قانع نشدند.
منظره ساختار کشتيگونه بر کوه آغري در شرق ترکيه
در سال ۱۹۸۵ رون وايت به همراه ديويد فرانکلين فاسولد (کارمند يک کشتي تجاري) و دکتر جان بائوم گاردنر متخصصين ژئوفيزيک طي مأموريتي محوطه مزبور را بار ديگر مورد معاينه قرار داد. فاسولد به محض مشاهده محوطه، سر از پا نشناخت و با شوق زدگي بيان داشت که اين باقيمانده يک کشتي است. وي به همراه خود يک دستگاه رادار پيشرفته با قدرت نفوذ در اعماق زمين و دستگاه ديگري موسوم به فرکانسساز مولکولي را به همراه آورده بود که بي درنگ فرکانس آن را براي آهن تنظيم کرد و مشغول جستجوي نشانههاي وجود آهن در محوطه شد. به کمک دستگاه رادار وجود يک ساختار بزرگ در عمق محوطه مسجل گرديد. به دنبال چند مأموريت متوالي در دهه ۱۹۹۰ و انجام حفاريهاي متعدد و سنجشهاي تحت الارضي، فاسولد به تدريج در خصوص کشتي بودن آن سازه دچار ترديد شد. وي مجددا در سال ۱۹۹۴ محوطه را به همراه يان پليمر زمين شناس استراليائي مورد کاوش قرار داده، به اين نتيجه رسيد که سازه مذکور ربطي به کشتي ندارد.
از زماني که ايلهان دوروپينار خلبان ترک در سال ۱۹۵۹ از وجود اين منظره غير عادي با ساختاري شبيه به کشتي در ارتفاع کوه آغري خبر داد و باعث شد که آن محوطه به عنوان يک محوطه باستانشناسي موسوم به سايت «دوروپينار» شناخته شود، تا کنون اين مسأله همواره در کانون دقت و توجه بوده است. اين حادثه از ديد بعضي متعصبين يهودي فرصتي براي اثبات روايت توراتي توفان نوح بود که همواره به دنبال اسناد و مدارک دال بر حقانيت روايتهاي تورات، از زير زمينهاي بيت المقدس گرفته تا اعماق اقيانوسها را مورد کاووش بي ثمر قرار ميدهند. در اين بين دانشمنداني نيز بودند، اکثرا با گرايشهاي مسيحي، که اين فرصتها را براي کاوشهاي علمي خود غنيمت ميشمردند. شرکتها و موسسات توريستي ترکيه نيز، که بعضا متعلق به سرمايهداران يهودياند، اين فرصتها را ناديده نميگيرند. ترکيه به طور کلي کشوري توريستي است و ميدانيم که بخش اعظم درآمد توريستي کشورها را کنجکاويهاي احمقانه توريستها تشکيل ميدهد. ترکيه از همان موي ريش دروغين منسوب به پيغمبر اکرم (موسوم به «ساققال شريف») با ترفندهائي باريکتر از مو ساليانه صدهاميليون دلار، اگر نگوئيم ميلياردها دلار درآمد تحصيل ميکند. در حالي که مقبره حافظ و سعدي براي کشور ما هيچگونه درآمدي ندارد، ترکها از مرقد مولانا، مرشدي که به زبان فارسي شعر سروده است، ساليانه صدها ميليون دلار درآمد تحصيل ميکنند و دهها هزار نفر را در دائره اشتغال نگاه ميدارند.
محوطه باستانشناسي دوروپينار هم از اين قاعده مستثني نبود. در واقع اگر کشتي نوح را هم نيافته باشيم، اشيايي بسيار بزرگتر از آن را يافتهايم که جاي تأمل دارد. مهمترين شخصي که تنور محوطه دوروپينار را داغ نگهداشت، يک شياد آمريکائي بود موسوم به «رون وايت» (Ron Wyatt)، يک مرد عامي اما شارلاتان، يک آسيستان بيهوشي از شهر ماديسون در ولايت تنسي که ادعا ميکرد بيش از ۲۵ سال براي جستجوي کشتي نوح وقت صرف کرده و سختيها کشيده است و حتي از طرف افراطيون کرد ترکيه به گروگان گرفته شده است. وي براي مدتي به طول چندين دهه جامعه علمي دنيا و بخصوص آمريکا را روي اين مسأله مشغول نگهداشت و حتي پژوهشگران طراز اول دانشگاههاي آمريکا در موقعيت think-tank را براي ديدار از محوطه مورد نظر و تهيه گزارش علمي به وجد آورد. اين شخص ضمن تشويق مسيحيان مومن و ساده لوح براي تأمين مخارج تحقيقات باستانشناسي، دهها هزار دلار از آنان بابت کمکهاي مالي دريافت کرده و به همراه بعضي دانشمندان خوشبين و سادهدل دست به سفرهاي پرهزينه و اقامت در هتلهاي لوکس براي به اصطلاح تحقيقات باستان شناسي زد که خالي از فرصتهاي خوش گذراني هم نبود. نتيجه کوششهاي وي تا سال ۱۹۹۹ (سال درگذشت وي) عبارت بود از تشکيل موسسه باستانشناسي رون وايت و موزه باستانشناسي وابسته به آن به صورت غير انتفاعي (معاف از ماليات)، چندين جلد کتاب در باره يافتههاي باستانشناسي خود که در صدهاهزار نسخه به صورت کتاب و ديويدي به فروش ميرسيدند و ميرسند و جلب علاقه مردم آمريکا و ساير نقاط جهان براي کمکهاي مالي به موسسه تحقيقاتي دروغين او. کشفياتي که او به خود نسبت داده است، از عهده چندين دانشمند باستان شناس حقيقي با صرف تمام طول عمر هم امکان پذير نمينمايد. و اما اطلاعاتي اجمالي در باره يافتههاي ادعائي کسي که درآمدهاي او و سازمانهاي تحت قيمومتش در طول اين چند دهه به ارقام هيجان انگيز بالغ ميشود، از زبان خودش:
کشتي نوح و سنگهاي لنگر و پرچها و چفت و بستهاي اصلي آن در سايت دوروپينار و فسيل فضولات حيوانات.
خانهاي که نوح بعد از توفان ساخت و آرامگاه نوح و همسرش.
مکان دقيق شهر سدوم و عموره، دو شهري که بنا بر گزارش کتاب مقدس در اثر طغيان و فساد به شعلههاي بلا مبتلا شدند و به خاکستر تبديل گشتند. (در قرآن شريف در جاهاي متعدد، از جمله سوره اعراف، آيه ۸۰ و ۸۱ از اهالي اين دو شهر تحت عنوان قوم لوط نام برده شده است که مردانشان به گناه همجنس بازي غرقه بودند).
برج بابل در جنوب ترکيه
مکان دقيق طور سينا در عربستان سعودي در مکاني موسوم به جبل اللوز
کشف اتاقکي در انتهاي مسيرهاي مارپيچي زير زميني و اشياء ديگر متعلق به معبد سليمان در بيت المقدس
مکان عبور يهوديان از درياي سرخ در خليج عقبه، هنگام خروج از مصر
چرخهائي از درشکه فرعون و اشياء ديگر مربوط به قشون فرعون از بستر درياي سرخ
سنگهاي اصلي حاوي متون ده فرمان و ميثاق خداوند با بني اسرائيل
مکان دقيق به صليب کشيدن حضرت مسيح
ادعاي پيدا کردن نمونه خون حضرت مسيح در محل مصلوب شدن او و ادعاي اينکه گويا تحقيقات DNA حکايت از آن دارد که مسيح از يک مادر باکره متولد شده است. جالب است که به ادعاي وي آزمايش خون مسيح حکايت از وجود ۲۴ کروموزوم دارد که امري غير ممکن است.

رون وايت، کسي که از طريق کشفيات فريبکارانه خود مبالغ هنگفتي درآمد حاصل کرده است:

رون وايت در کنار غرفهاي در موزه گاتلينبورگ در سال ۱۹۹۴، حاوي به اصطلاح نمونههاي يافته شده از شهرهاي سوخته سدوم و عموره (مربوط به قوم لوط) توام با خاکسترهاي به دست آمده از آن دو شهر.
اين شياد نمونه در زندگي ژورناليستي هم خيلي فعال بود و در مصاحبههاي متعدد خود ادعاهاي عجيبي ميکرد که بعضا شامل وحي و امدادهاي غيبي خداوند براي انجام کشفي علمي در اين يا آن مکان نيز ميشد. از شخصيتهاي علمي برجسته آمريکائي که فريب دغلکاريهاي وي را خوردند و به اميد کشف بازماندههاي کشتي نوح همراه وي به محوطه دوروپينار آمدند، دانشمندي بود موسوم به دکتر جان بائوم گاردنر، داراي درجه دکترا در رشته ژئوفيزيک و فيزيک فضائي از دانشگاه کاليفرنيا در لوس آنجلس، دانشمند برجسته ژئوفيزيک و پژوهشگر آزمايشگاههاي لوس آلموس در ايالات متحده آمريکا. اين شخص از نوجواني شيفته کتاب مقدس بود و به شدت تحت تأثير سفر تکوين و داستان توفان نوح قرار داشت. اين اشتياق غير عادي وي را به تحصيل در رشته زمينشناسي و اقيانوسشناسي مجبور کرد که نهايتا از وي يک شخصيت علمي برجسته پديد آورد. وي در سالهاي اخير مشغول کار روي پروژهاي بوده است که شامل بررسي مدل رياضي اقيانوسهاي جهان و ارتباط آن با مطالعات هواشناسي ميشد و براي پيشبرد پروژه خود از چندين سوپر کامپيوتر استفاده کرده است. وي عليرغم کسب موقعيت ممتازي در جامعه علمي آمريکا، هنوز هم سرسرختانه بر صحت روايات کتاب مقدس اصرار ميورزد و معتقد است که تحقيقات علمي نهايتا راز تمام آنها را خواهد گشود.
دکتر جان بائوم گاردنر همراه رون وايت از محوطه دوروپينار ديدار کرده و مدتي طولاني مشغول آزماشهاي علمي بسيار پيشرفته با تجهيزات پيچيده، از جمله تجهيزات لرزهنگاري بسيار پيشرفته براي پيدا کردن بازماندههاي قطعات احتمالي فلز، فسيل چوب و ساير اجزاء کشتي بود. وي در نهايت در مصاحبه خود با مجله مسيحي Creation آمريکا، قضيه کشتي نوح در سايت دوروپينار را يک فريبکاري توصيف ميکند و در حقيقت از کلمه عاميانه انگليسي bogus استفاده ميکند که با اصطلاح عاميانه فارسي امروزي «خالي بندي» معني ميدهد. نظري بر ادعاهاي رايج در باره ساختار کشتيگونه صخره دوروپينار و موضع مقاله افشاگرانه بسيار جامع و تحليلگرانه مجله Answers به قلم آندرو اسنلينگ، داراي درجه دکتراي زمين شناسي:
نتيجه پژوهشهاي انجام شده به کمک رادار حکايت از وجود يک کشتي ساخته دست بشر دارد........ کذب محض
يک سازه منظم فلزي در محل مشاهده شده است........ کذب محض
نتيجه تحقيقات آزمايشگاهي حکايت از وجود چوب لايه- لايه فسيل شده دارد........ کذب محض
دانشمندان ترکيه به کشف ميلههاي فلزي نايل شدهاند........ کذب محض
وجود اشياء فلزي از طريق تحقيقات آزمايشگاهي ثابت شده است........ کذب محض
اسکلت يک کشتي در محل قابل مشاهده است........ کذب محض
حجم عظيمي از فسيل چوب به اندازه چند واگن قطار وجود دارد........ کذب محض
کميسيون تحقيقات ترکيه آن را کشتي شناسائي کرده است........ کذب محض

دکتر جان بائوم گاردنر، دانشمند برجستهاي که قضيه کشتي نوح در کوه آغري را يک «دغلکاري بزرگ» ناميده است.
بعد از مرگ رون وايت در سال ۱۹۹۹، همسر وي به همراه شوهر جديدش و عدهاي ديگر از دوستان سابق وي به بهرهبرداري از موسسه باستان شناسي دروغين او ادامه ميدهند. اين گروه در سالهاي اخير سفري به بيت المقدس انجام دادند تا محل نگهداري به اصطلاح ميثاق بني اسرائيل را که بنا به ادعاي رون وايت، گويا از زمان حضرت موسي تا کنون در آنجا باقي است و گويا وي آنها را به چشم خود ديده بود، کشف کنند. رون وايت ادعا کرده بود که لوحه ميثاق بني اسرائيل حاوي خون مسيح است، زيرا مسيح در همان نقطه از بين المقدس بر بالاي آن لوحه مصلوب شده بوده است. وي ادعا کرده بود که نقطهاي را کشف کرده است که صليب حضرت مسيح در آن نقطه بر زمين کاشته شده بود. وي در آن نقطه سوراخي را کشف ميکند که او را به حفرهاي هدايت ميکند که گويا لوحه ميثاق بني اسرائيل در آنجا قرار داشت. وي ادعا ميکند که نمونه خون مسيح را از همانجا به دست آورده و به يک آزمايشگاه اسرائيلي مي برد تا مورد آزمايش قرار گيرد و گويا گزارش آزمايشگاه حاکي از آن بوده است که نمونه خون مذکور حاوي صرفا ۲۴ کروموزوم است و ضمنا خوني زنده است! گويا علت وجود ۲۴ کروموزوم در خون مسيح آن بوده است که وي ۲۳ کروموزوم از مريم مقدس به ارث برده و يک کروموزوم نيز از طريق روح القدس در او حلول کرده است و همين کروزوموزوم آخري است که موجب شده است مسيح يک مخلوق مذکر باشد. تصوير رون وايت در youtube در حال تشريح اين مسأله موجود است. اما پژوهندگان مسأله نه نشاني از آن خون و نه نشاني از مسئولين آن آزمايشگاه اسرائيلي دارند، زيرا رون وايت هيچگاه اسامي اشخاص حقيقي و شاهدان واقعي را ذکر نکرده است. تنها چيزي که باقي است، قصههاي متعدد از کشفيات او در باره روايتهاي توراتي است که ظاهرا هنوز هم بسيار پولساز است.
در يکي از سايتهاي وابسته به مجموعه رون وايت کوشش عوامفريبانهاي در جريان است تا تکه سنگهاي عادي را که همه جا ميتوان به وفور مشاهده کرد، به عنوان اشياء به کار رفته در ساختمان کشتي نوح، يا به دست آمده از آن معرفي کنند، که البته گام به گام هم آگهيهاي تبليغاتي براي خريد کتاب و ديويديهاي مربوطه فعالند:
فسيل مدفوع حيوانات، موي حيوانات، شاخ گوزن، موي انسان، فيبر ساخت دست بشر شبيه فيبر نوري(!). اين مجموعه گويا بعد از حفر سوراخ عمودي براي سنجشهاي تحت الارضي که منجر به کشف حفرهاي در انتهاي آن شده، به دست آمده است، منتهي رون وايت گويا براي جلوگيري از آلودگي اشياء با ارزش درون حفره، اقدام به پوشاندن مجدد آن کرده است! فسيل ميوه با تخمهاي سياهرنگ که هنوز بدان چسبيده است (!)، الوارهاي فسيل شده بدنه کشتي، محل نصب دکل، پرچ فلزي، بست فلزي حاوي ۸۴/۹۱ درصد آهن، بالاست فلزي با ترکيب غليظي از منگنز که گويا محصول جانبي توليد پرچهاي فلزي از منگنز براي استفاده در کشتي بوده است!
يکي از کشفيات باصطلاح باستان شناسي وي که مهر مسلم حقهبازي بر تمام آثار او ميزند، عبارت است که يکي از چرخهاي درشکه فرعون مصر که گويا از درياي سرخ به دست آمده است و با کمال تعجب بعد از گذشت حدود ۴۵۰۰ سال، چنانکه در تصوير ميبينيد، شکل هندسي دايرهاي اصلي خود را، آن هم در آب دريا حفظ کرده است! وي استدلال ميکند که قشري از آب طلا که روي چرخ را ميپوشانده، وظيفه حفاظت از آن را در برابر خورندگي شديد آب دريا بر عهده داشته است. اين در حالي است که وجود يک نقطه نفوذ غير مطلاي بسيار کوچک در بدنه چرخ ميتوانست در طول ۴۵۰۰ سال به آب دريا امکان بلعيدن تمام آن چرخ فرعوني را بدهد، آن هم براي چرخي که کيلومترها به دنبال قوم موسي در جادههاي مصر راه سپرده است! حتي اگر تمام چرخ از جنس طلا هم بوده باشد (که مصالح بسيار نامناسبي براي اين منظور است)، باز هم اين امر نميتواند بقاي چرخ در آب دريا را براي اين مدت طولاني، آن هم به آن شکل هندسي کامل تضمين کند.

تصوير چرخ درشکه فرعون که گويا از درياي سرخ به دست آمده و بعد از ۴۵۰۰ سال شکل دايرهوي خود را حفظ کرده است!
بعدها همسر رون وايت و همراهان او به طرقي موفق به جلب موافقت مسئولين ميراث فرهنگي اسرائيل براي انجام کاوشهاي باستانشناسي در نقطهاي ميشوند که بنا بود محل استقرار ميثاق بني اسرائيل و حاوي خون مسيح باشد. پرسيدني است که چرا ميراث فرهنگي اسرائيل به آنان اجازه چنين کاوشهائي را داده است، در حالي که کشف ميثاق بني اسرائيل و نمونه خون مسيح، در صورت وجود داشتن، براي خود آنان مثل آب خوردن بود. به نظر گاري آميرو، يک مسحي مومن و نويسنده مقاله «شهوت پول در موسسه باستان شناسي رون وايت» (مارس ۲۰۰۸)، اين نوع باستانشناسي هاي ساختگي درآمدهاي توريستي فراواني براي اسرائيل دارد. باستانشناسان قلابي از اين قماش هيچگاه دست به کاوش در مناطقي نميزنند که واقعا اهميت باستانشناسي داشته باشد. فعاليت آنها موجب انعکاس مسائل جنجالي در رسانههاي بين المللي و در نتيجه هجوم سرسام آور توريستها به صورت گوسفندوار به سرزمين اسرائيل ميشود که همگي هم راضي برميگردند! اين نوع باستانشناسان قلابي ضمنا روشهاي تطميع را نيز خوب بلدند و همه درها فورا به روي آنها گشوده ميشود. گاري آميرو، عضو يک گروه مسيحي علاقهمند به پيگيري ادعاهاي رون وايت که يافتههاي خود را در سايت Tentmaker منتشر ميکنند، در سال ۱۹۹۶ با دکتر جان بائوم گاردنر مکاتبهاي انجام داده است که بسيار پر اهميت است. اين دانشمند ممتاز داراي تمايلات مسيحي شديد، به برخي از سوالات کليدي در اين باره چنين پاسخ ميدهد:
«حفاريهاي عميقي که ما در سال ۱۹۸۸ انجام داديم، همه چيز را روشن کرد. اين محوطه چيزي جز يک فورماسيون طبيعي نيست. اظهار نظرهاي دقيق من در مورد مسائل مشخصتر اين مسأله در مقاله مجله Creation دوره ۴، شماره مسلسل ۱۴، مورخ سپتامبر ۱۹۹۲ تحت عنوان «افشاگري بزرک درباره کشتي نوح» به قلم دکتر آندرو اسنلينگ به خوبي منعکس است. تصاويري از من که تاکنون چندين بار از تلويزيونهاي آمريکا و انگلستان پخش شده است، مربوط به علاقه و احتمالات اوليه من در مورد کشف ارتباطي بين اين محوطه با کشتي نوح است. اما بعد از پژوهشهاي گسترده ژئوفيزيکي که در سالهاي ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸در منطقه انجام داديم، من نظر ديگري پيدا کردم. به نظر من باقيماندههاي کشتي نوح مطلقا در اين مکان نيست و آنها را بايد در مکان ديگري جستجو کرد. ادعاهاي وايت و فاسولد در اين مورد «خالي بندي» محض است. اما آنچه که رون وايت «چوب فسيل شده» معرفي ميکند، نمونههاي متعدد آن به دفعات در آزمايشگاه ما مورد آزمايش قرار گرفته و ما ترديدي نداريم که آنها چيزي جز سنگهاي آذرين با ترکيب بازالتي نيستند. رون وايت هم از نتيجه آزمايشهاي ما آگاه است. من هفتههاي متمادي در آن مکان بودم و به هيچ وجه چيزي شبيه به فسيل چوب در آنجا نديدم. آنچه هم که به عنوان «ستون فقرات» کشتي عنوان ميشود، چيزي جز سنگهاي آذرين نيست و منشأ ديگري ندارد». وي در مورد «پرچهاي فلزي» مورد ادعاي رون وايت چنين ميگويد: «به هيچ وجه. من مطمئنم که رون وايت آنها را از مکان ديگري بدانجا منتقل کرده است». در خصوص شکل عجيب کشتيگونه محوطه دوروپينار: «اين چيزي جز يک فورماسيون طبيعي ناشي از رانش زمين در اثر توده گلي موجود در عمق منطقه نيست»۷.
«نتيجهگيريهاي مشخص من به آساني به دست نيامدهاند. ما در فاصله سالهاي ۱۹۸۵تا ۱۹۸۸هشت سفر تحقيقاتي به منطقه انجام داديم. دکتر صالح بايراک توتان، دانشمند زمين شناس از دانشگاه آتا ترک در ارض روم هم همراه ما بود. ما در سال ۱۹۸۷ منطقه را به کمک تجهيزات رادار با قابليت نفوذ عمقي در امتداد ۷۲ خط موازي به فاصلههاي مساوي دو متري مورد مطالعه قرار داديم. در يک بررسي ديگر به کمک دستگاههاي ماگنتومتر، ۱۲۰۰سنجش ماگنتومتري انجام داديم. سپس با استفاده از تجهيزات پيشرفته دست به لرزهنگاري در امتداد خطوط موازي متعدد به فواصل کم زديم. در سال ۱۹۸۸ ما اقدام به حفر چهار حفره عميق براي انجام لرزهنگاري عمقي کرديم. حفر اين سوراخهاي عمقي و انجام لرزهنگاري تحت الارضي بود که بالاخره همه چيز را روشن کرد و بر ما معلوم شد که صخرهاي باريک و دراز در عمق محوطه قرار دارد و حرکت توده گلي از طرفين اين مانع صخرهاي در عمق زمين موجب فورماسيون بادامي شکل در سطح آن شده است»۷.
در اين بين نامهاي از جو زياس مسئول موزه باستانشناسي وابسته به ميراث فرهنگي اسرائيل در بين المقدس با آدرس و شماره تلفن خطاب به يک پژوهشگر شياديهاي رون وايت به نام Searcy در اينترنت موجود است که خالي از طنز نيست. وي گفته است که اگر رون وايت بتواند نسخهاي از نتيجه آزمايش خون مسيح را ارائه کند که گويا در يکي از آزمايشگاههاي اسرائيل انجام شده و منجر به کشف ۲۴ کروموزوم در خون مسيح شده است، وي حاضر است خود را به رژيم دمشق تسليم کند!
شايان ذکر است که در اينجا کل دعوا بين مسيحي و مسيحي است که يهودي هم طبق معمول از آن سود ميبرد. بعضي از اين مسيحيان مانند رون وايت حقهباز و شيادند که انگيزه پولسازي دارند. برخيشان مانند دکتر جان بائوم گاردنر دانشمند و پژوهشگر که شيفته روايات انجيل و توراتاند و بعضا فريب شايادان را ميخورند، اما در نهايت به برکت ديد علمي خود حقيقت را از دروغ تشخيص ميدهند. در اين بين، آب زير کاه واقعي اسرائيل است که مايل است از همه چيز سود ببرد، چه باستانشناسي حقيقي، چه دروغين. غير از منافع توريستي. ضمنا بايد در نظر داشت که داستان توفان نوح در دنياي غرب شناسنامهاي توراتي دارد، لذا داغ بودن تنور آن بر مذاق صهيونستها همواره خوشآيند خواهد بود.
اکثر دانشمندان منظره هوائي محوطه دوروپينار را اندکي غير عادي و اعجاب انگيز خواندهاند، اما اضافه کردهاند که چيزي جز يک فورماسيون طبيعي در کار نيست. به علاوه چنانکه در تصاوير هم ديده خواهد شد، فورماسيونهاي کوچکتري، باز هم به شکل کشتي در اطراف مشاهده ميشود که نه با روايت توراتي سازگاري دارد و نه با روايت قرآني.

منظره هوائي محوطه دوروپينار که اشکال کشتيگونه کوچکتري را در مجاورت «کشتي بزرک» نشان ميدهد.
دغلکاران همواره قادرند از سادهدلي مردم آمريکا سوء استفاده کرده و درآمدهاي نجومي به جيب بزنند. آن چه مسلم است، اشکال و فورماسيونهاي غير عادي و توهم انگيز در طبيعت، مخصوصا در صخرهها کم نيستند. اشکالي از قبيل پيرمرد غولآسا، تمساح، شتر، و ساير حيوانات، دودکش جن و اشکال رازآلود ديگر در مناطق صخرهاي به فراواني مشاهده ميشوند. همانطور که ميدانيم چند سال پيش در کره مريخ رد پاي يک انسان غول آسا را کشف کردند و عدهاي شياد هم تا مدتها افکار عمومي جهانيان را روي آن مشغول نگهداشتند.
آنچه باقي ميماند، اين حقيقت تلخ است که متفکرين ما نيز گاهي فريب اين نوع دغلکاريها را ميخورند و تحت عنوان بنيان انديشي، خود را بر انديشههاي زنگ زده و افشا شده دغلکاران حرفهاي وابسته ميکنند. رون وايت هدفي را که براي خود تعيين کرده بود، به خوبي دنبال کرد و از عده بيشماري اخاذي کرد. دکتر جان بائوم گاردنر در محافل علمي محيط بر خود از پرستيژ علمي خود محافظت کرد، اما هنوز هم شيفته پيدا کردن باقيمانده کشتي نوح است، به نحوي که با سنجشها و معيارهاي علمي سازگار باشد. جوامع مومن مسيحي نيز در اين بین مراقب بودند که در دام اين بازي خطرناک نيفتند. ما همه اينها را آدمهاي موفقي ارزيابي ميکنيم. اما دو گروه بازندهاند: گروه اول، مسيحيان سادهلوحي که کتب و محصولات صوتي- تصويري موسسه پوشالي رون وايت را خريداري کرده يا به آن موسسه کمکهاي مالي ريز و درشت کردهاند، و درواقع تمام حوادث و سناريوها با پول آنان سازماندهي شده است. گروه دوم، روشنفکران بنيان انديش ما که از يک کشف دغلکارانه و افشا شده مايلند مستمسکي براي تيشه زدن بر ريشه زبانهاي معصوم و اسلام پرور اين خطه دست و پا کنند.
مستند توفان نوح آقاي پورپيرار که در برابر توليدات چاپي و محصولات صوتي- تصويري موسسه رون وايت در حد شمعي در تالار چلچراغها هم نيست، قصد تاريختراشي و هويت سازي براي زبان ترکي دارد که در بين سازندگان و تحسين کنندگان آن حتي يک نفرشان قادر نيست يک انشاي بچهگانه به زبان ترکي در باره «فوايد گوسفند» بنويسد، با اين حال در باره الفباي اورخون اظهار نظر ميکنند، در باره ريشههاي اتيمولوژيک کلمات ترکي داد سخن ميدهند و ارتباط زبان ترکي با زبان يديش را ميکاوند. اين در حاليست که نه تعريفي از «يديش» دارند و نه ميدانند مفهوم «لهجه» چيست. وجود کلمات عربي در زبان فارسي و ترکي را نه نشانه اسلاميت آنها، بلکه داغ ننگي بر پيشاني آنها ارزيابي ميکنند و اعلام ميدارند که تنها کلماتي ريشه عربي دارند که در قرآن به کار رفته باشند! دفاع از زبان مسلمين را قوميت پرستي متعصبانه ارزيابي ميکنند، اما حاضر نيستند زباني را براي تأمين روابط اجتماعي مردم در مدينه فاضله مورد نظرشان معرفي کنند؟ در بحبوحه اين ستيز بيامان با بهاصطلاح «قوم پرستي متعصبانه»، آقاي پورپيرار اعلام ميکنند که وبلاگ ايشان براي «فارسي زبانان» است، و نويسندگان آن صرفا مجاز به استفاده از منابع فارسي هستند و نبايد از منابع انگليسي استفاده کنند! در اين ميان دفاع من از زبان فارسي براي برخيها ثقيل آمده و چنين انديشيدهاند که گويا چون من ترک هستم، صرفا بايد از زبان ترکي دفاع کنم و دفاع من از زبان فارسي به معناي کاسهاي زير نيمکاسه است. اين نتيجه آن تربيت معيوبي است که تلقين ميکند هر قومي بايد زبان خود را «بپرستد» و زبان اقوام ديگران را به هيچ بگيرد. کج انديشيها در حدي است که حتي بر من خرده گرفتهاند که گويا لحن من مودبانه است! من البته جسارت به همه خوانندگان نميکنم و ميدانم که اکثريت قريب به اتفاق آنان شيفته حقيقتند. شايد عدهاي از آنان با من هم عقيده باشند که ناصر پورپيرار که جدال عظيمي را بر عليه جاهليت ناشي از باستانپرستي مهملباف هدايت کرده و موجب شکل گيري دانائي ارزشمندي در جامعه روشنفکران اين کشور شده بود، اينک خود اسير نظريات مجعولي است که بنيان نظريات محکم قبلی خود را نيز تخريب ميکند.

عکس روي جلد کتاب «ساختار کشتي گونه بر سينه کوه قيامت» نوشته رون وايت به همکاري همسرش مري وايت:

تصوير ماهوارهاي که رون وايت آن را طور سينا شناسائي ميکند.

تصوير روي جلد مجله آمريکائي لايف که در سال ۱۹۶۰ گزارش کشف کشتي نوح در محوطه دوروپينار را ميدهد.
منابع مورد استفاده:
۱ - دکتر ديويد مرلينگ: آيا کشتي نوح پيدا شده است؟
۲ - مقاله ويکيپديا در باره رون وايت
۳ - حقيقت و دروغ در باره ساختار کشتيگونه بر کوه آرارات. مقاله افشاگرانه بسيار جامع مجله Answers به قلم دکتر آندرو اسنلينگ، زمين شناس
۴ - مصاحبه مجلهCreation با دکتر جان بائوم گاردنر
۵ - رون وايت، باستانشناس يا حقهباز ؟ مقاله سايت پژوهشي کشتي نوح
۶ - «شهوت پول در موسسه باستان شناسي رون وايت»، مقالهاي از گاري آميرو، مارس ۲۰۰۸
۷ - نامه اي از دکتر جان بائوم گاردنر
۸ - سايت باستان شناسي رون وايت
۹ - سايت اريکه خداوند، حاوي مطالب و تصاوير متنوع از کشفيات دروغين رون وايت و افراد وابسته به موسسات او

جهان بينی در پرتو علم نوين، بين النهرين گهواره تمدن، قرآن: رستاخيز فرهنگي مشرق زمين، ، هويت و رابطه آن با زندگي فرهنگي و اجتماعي، زبان: انعکاس طرز زندگي و گذشته ملتها، مسیرهای تکوین، طیف گم شده (حقیقت انسان و حقیقت خدا)