درباره بنيان انديشي (۱): انديشه موسوم به بنيان انديشی

ديري است که استاد عزيز و پر تلاش جناب ناصر پورپيرار به تحقيقي بي سابقه در تاريخ شرق ميانه و نقش عوامل متعدد تاريخي در شکل دهي به تمدن شرق باستان و نيروهائي که مسبب نابودي آن شد، پرداخته‌اند. ايشان همچنين ديدگاههاي نويني در رابطه با احياي مجدد زندگي مدني در شرق ميانه با ظهور اسلام و نقش جامعه بين المللي يهود در ايجاد انحراف در بينشهاي اسلامي پرداخته و در شکل دهي به تفکر نويني که آن را «بنيان انديشي» ناميده‌اند قرين موفقيت بوده‌اند.

در اين راستا ايشان با مخالفتهاي بي سابقه‌اي هم مواجه بوده‌اند که چه به صورت توطئه سکوت براي کم اهميت جلوه دادن نظريات جديد و چه به صورت مخالفتهاي هوچيگرانه در انواع سايتها و وبلاگها جريان داشته است. اما آنچه که من خود در طول ساليان اخير شاهد بوده‌ام، همه مخالفين ايشان مجبور به تجديد نظر نسبي و يا دست کم دقت بيشتر در ادعاهاي خود شده‌اند و برخي هم که عادت به چندين دهه تفکر بر مبناي قالبهاي کهنه را داشته‌اند، ترک عادت را مشکل يافته و بعضا در دام نااميدي و يأس درغلطيده‌اند. در يک کلام ميتوان گفت که در ديگر بر پاشنه قديم نميگردد و هرکس به نوعي مجبور به بازبيني در تفکر خود شده است.

بيشترين اهميت تحقيقات و يافته‌هاي آقاي پورپيرار به نظر من از جهت افشاي هويتهاي جعلي و بازيابي هويت اسلامي ملتهاي مشرق زمين است. در اين راستا ما از طريق نوشته‌هاي ايشان آموخته‌ايم که چگونه تصوير اسلام و چهره پيامبر گرامي آن را مقلوب جلوه داده و اسلام را به عنوان ديني معرفي نموده‌اند که گويا به زور شمشير در بين مردمي با تمدن پيشين رواج داده شده است. در اين ميان آثار مشاهير بزرگي نظير هرودوت، طبري، مسعودي، يعقوبي، ناصرخسرو قبادياني و دهها مورخ و شخصيت تاريخي ديگر نيز از گزند تير انتقاد موثر ايشان مصون نبوده است.

مجموعه نوشته‌هاي آقاي پورپيرار در طول ساليان اخير با احتساب مطالبي که در وبلاگ ايشان منتشر ميشود، به بيش از ده هزار صفحه ميرسد که ضمنا از از استنادهاي علمي قوي نيز بهره‌مند است و حقيقتا حيف است که پژوهشگري با اين ظرفيت کاري را، حتي اگر با بعضي يا بسياري از عقايدش مخالف هم باشيم، جزو سرمايه‌هاي بنيادين اين کشور محسوب نکنيم و بهاي لازم را ندهيم.

بي ترديد خيليها مثل خود من با تمام نظرات ايشان موافقت ندارند، اما اين مخالفت نه از سر عناد، بلکه از موضع انتقاد فعالانه است. اين نوع نگرشهاي مخالفت آميز نه تنها نبايد محقق را ناراحت کند، بلکه شرط لازم براي جا افتادن نظريات جديد از طريق يادگيري فعالانه و موشکافانه است. در واقع فقدان اين نوع انتقادات و برخوردهاي مخالفت آميز است که بايد محقق را به فکر وادارد، زيرا فقدان مخالفتهاي سالم نشان از ذهنهاي غير فعال مخاطبين دارد.

سعي ما بر انعکاس نظرات خود و ديگر دوستان در قبال انديشه‌هاي موسوم به بنيان انديشي از منظر انتقادهاي فعالانه و موشکافانه خواهد بود و به هيچ وجه قصد آن را نداريم که روشهاي ناپسند فحاشي و مداهنه و تهمت و تحقير در اين محيط رسوخ نمايد. لذا ضمن دعوت از همه دوستان براي ارائه نوشته و نظردهي، اعلام ميکنيم که روشهاي جنجالي و شعارگونه در اين محيط محلي از اعراب ندارد.

دده قورقود کيتابی

کتاب دده قورقود علي لسان طايفه اوغوزان
نسخه درسدن
پژوهش از: حسين محمدخاني (گونئيلي)
انتشارات انديشه نو، تهران
۱۳۸۷

اؤن سؤز، نوسخهلر فرقی حاققيندا
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين (دده‌قورقود کيتابي‌نين باشلانغيجي)

دده قورقود بويلاري:
۱ – ديرسه­خان اوغلي بوُغاج­خان بوييني بيان ائديرخانيم­ هئي!
۲ – سالور قازانين ائوي يغمالانديغي بوْيي بيان ائدير.
۳ –
بايبؤره­نين اوْغلي بامسي بئيرَك بوْييني بيان ائدير خانيم هئي!
۴ – قازان بگ اوْغلي اوْروز بگين توتساق اوْلدوغي بوْيي بيان ائدير خانيم هئي!
۵ – دوُخا قوْجا اوْغلي دَلي دوُمرول بوْييني بيان ائدَر خانيم هئي!
۶ – قانلي قوْجا اوْغلي قانتوُرالي بوْييني بيان ائدَر خانيم هئي!
۷ – قاضيليق قوْجا اوْغلي بگ يئگنگ بوْييني بيان ائدير، خانيم هئي!
۸ – باسات, دپه­گؤزي اؤلدورديگي بوْيي بيان ائدير خانيم هئي!
۹ – بكيل اوْغلي ايمرانين بوْييني بيان ائدير, خانيم هئي!
۱۰ – اوُشون قوْجا اوْغلي سَگرَك بوْييني بيان ائدير.
۱۱ – سالور قازان توتساق اوْلوب اوْغلي اوْروز چيقارديغي بوْيي بيان ائدير.
۱۲ – ايچ اوْغوزا تاش اوْغوز عاصي اوْلوب، بئيرَك اؤلديگي بوْيي بيان ائدير.

آچيقلامالار:
سؤزلر
آدلار، قايناقلار