در باره بنيان انديشي (۲۴): آخشاردام، سراي باقي
آخشاردام، سراي باقي
مروري بر مقالات گذشته:
۱۴ - سرزمين توفان
۱۵ - نقدي بر ديدگاه ناصر پورپيرار در خصوص زايش لهجهها در اثر برخورد زبانها
۱۶ - اين «اين» آن «اين» نيست!
۱۷ - آيا کشتي نوح پيدا شده است؟
۱۸ - خط عربي و مسأله بلوغ آن در آئينه بنيان انديشي
۱۹ - سکوت هزار ساله، براي چه؟
۲۰ - احوال العدد والمعدود
۲۱ - سرگذشت جبر -۱-
۲۲ - سرگذشت جبر -۲-
۲۳ - سرگذشت جبر -۳-
آخشاردام، سراي باقي
در سال ۱۷۸۱ کودکي در ايالت اوتار پرادش هندوستان به دنيا آمد که او را «غانشيام پانده» نام نهادند که در بزرگسالي به «باغوان سوامينارايان» مشهور شد. اين کودک هنگامي که به يازده سالگي رسيد، سفر زيارتي دور و دراز هفت سالهاي را در طول و عرض هندوستان آغاز کرد و در پايان اين سفر معنوي طولاني بالاخره در سال ۱۷۹۹ در ايالت گجرات واقع در غرب هند سکني گزيد. وي در سال ۱۸۰۰ توسط مرشد خود به آئين اوداو سامپراداي پذيرفته شد و اين مرشد در سال ۱۸۰۲ رهبري معنوي را به سوامينارايان سپرد و دار فاني را وداع گفت. از اين تاريخ به بعد وي از سوي مريدانش در حکم تجسم مادي خداوند در اين جهان شناخته ميشد. تجسم خداوند در جسم انسان به اشکال گوناگون، محور اصلي تعليمات او را تشکيل ميدهد.
سوامينارايان (۱۸۳۰-۱۷۸۱) بنيانگذار طريقت جديدي از هندوئيسم بود که بر انديشه تناسخ و تجسم خداوند در بدن جسماني مومنين بنا شده بود. اين رهبر ديني جوان با مقامات محلي دولت استعماري انگلستان و با محافل زردشتي هند مناسبات حسنهاي داشت و در طول زندگي خود شش معبد بنا کرد و کتابي در باره اخلاق اجتماعي به نام «شيکشاپاتري» تأليف نمود. به رهنمود و حمايت وي کتابتهاي ديني جديدي تدوين شد که همگي بر منابع و آموزشهاي وديک متکي بود.
![]()
سوامينارايان در حال جلوس زير يک درخت در دوران رهبري
آئين وي حمايت از فقرا و زنان و همچنين پرستش آتش را شامل ميشود. گفته ميشود که وي خود را تجسم خداوند در روي زمين خوانده و از اين جهت مواجه با اعتراضات متعددي شده است. وي به هنگام مرگ يک ميليون و هشتصد نفر مريد داشت و اينک تعداد مريدان وي در سراسر جهان از مرز شش ميليون نفر گذشته است.

سوامينارايان در حال تحرير يکي از کتابهاي ديني خود
اولين معبدي که به ارشاد وي در احمد آباد هندوستان ساخته شد، روي زميني به مساحت ۵۰۰۰ جريب بود که از طرف حکومت محلي بريتانيا به وي هديه شده بود. مراسم افتتاح اين معبد با حضور مقامات رسمي دولت محلي بريتانيا با تشريفات نظامي و با شليک توپ ۱۰۱ همراه بود. وي در سال ۱۸۳۰ ديداري با سر جان مالکولم فرماندار بمبئي داشت. سر جان مالکولم در يادداشتهاي خود مينويسد که باغوان سوامينارايان به برقراري «نظم اجتماعي» در محيطي آشوب زده کمک شاياني نمود. سوامينارايان در حين ملاقات با سر جان مالکولم نسخهاي از کتاب ديني خود را به وي تقديم کرد و گفته ميشود که در همين ديدار وي اظهار نموده بود که تجسم خداوند در روي زمين است. اين کتاب اينک در مجموعه بودلهين در کتابخانه دانشگاه آکسفورد نگهداري ميشود که اختصاص به نگهداري نسخههاي جمع آوري شده يا تدوين شده از سوي انجمن سلطنتي مطالعات آسيائي در دوران تسلط استعمار بر شبه قاره هند دارد.

نخستين معبد سوامينارايان که در سال ۱۸۲۲ روي زمين اهدائي دولت محلي بريتانيا در احمدآباد هندوستان ساخته شد.
سوامينارايان در سال ۱۸۳۰ مريدان خود را فراخواند و رحلت قريب الوقوع خود را به آنان اطلاع داد و به فاصله کمي درگذشت. پيروان او بر اين باورند که او به «آخشاردام» مهاجرت کرد که مآمن نهائي او بود. «آخشاردام» از دو جزء «آخشار» (آسيب ناپذير، جاويدان) و «دام» (منزل، مأوي) تشکيل ميشود و مجموعا به معناي «سراي باقي» است که ضمنا بارگاه خداوند است.
معبد نوساز آخشاردام در نوامبر سال ۲۰۰۵ گشايش يافت که ۷۰۰۰ نفر استادکار و ۳۰۰۰ کارگر داوطلب در بناي آن شرکت داشتند. در بناي آن از سنگ سرخ راجاستان و مرمر استفاده شده و به منظور هماهنگي با ساير معابد هندو هيچگونه بتون و فولاد در آن به کار نرفته است. از اين رو استفاده از بسياري انواع ماشين آلات ساختماني نظير جرثقيل، مخلوط کننده بتون و نظائر آن خود به خود منتفي شده، اما از پيشرفتهترين علوم و ابزارهاي مهندسي ساختمان و کامپيوتر و مهندسي برق و الکترونيک در انشاء آن استفاده شده است. تحليلهاي روشنفکر مابانه کنوني در خصوص احتراز از مدرنيته و استناد به سنت در انشاء اين معبد، خرافاتي بيش نيست و از ناتواني بعضي روشنفکران خوش خيال ما از تحليل مسائل اساسي زمانه خود نشأت ميگيرد که در باره آن بيشتر سخن خواهيم گفت.

معبد آخشاردام در دهلي
همانطور که گفتيم، آخشاردام به معناي «سراي باقي» است و پيروان امروزي پيامبر نوجوان دست پرورده استعمار، سوامينارايان با حمايت سرمايههاي استعماري در سراسر جهان چندصد معبد سواميناراياني ساختهاند که بررسي منابع مالي لازم براي تهيه زمين و ساخت اين همه معبد در ثروتمندترين کشورهاي جهان ميتواند ما را به نتائج هيجان انگيزي راهبر شود. دانشگاه آکسفورد که متولي حفاظت از نسخه اصلي کتاب ديني سوامينارايان موسوم به «شيکشاپاتري» است، اخيرا به همت و سرمايه يک موسسه بخت آزمائي موسوم به «بنياد فرصتهاي نوين» و اختصاص کمکي به مبلغ ۱۰۵۰۰۰ ليره استرليگ، نسخهبرداري الکترونيک از اين اثر ديني دروغين و نشر آن در شبکه اينترنت را در برنامه خود قرار داده است. يادآوري کنم که دانشگاه آکسفورد معمولا آثار مهمل و مغرضانه را با استفاده از اين نوع تمهيدات از طريق شبکه اينترنت در اختيار همگان قرار ميدهد، اما اگر کسي تمايل به ديدار از نسخه خطي کتاب جبر و مقابله خوارزمي منسوب به سال ۷۴۳ هجري داشته باشد که در همان دانشگاه نگهداري ميشود، با هفت خوان رستم مواجه ميشود و در نهايت حد اکثر ميتواند نسخه ۱۸۳۰ چاپ لندن را مشاهده کند که در همان سال از سانسور کامل مسئولين فرهنگي استعمار بريتانيا گذشته بود.
مخالفين سوامينارايان معتقدند که وي از آئين وداها منحرف شده و از طريق عوام فريبي و دروغ پراکني و آراستن خود به شکل خدايان هندو براي جلب پيروان بيشتر اقدام به گردآوري ثروت غير قانوني نموده است. چنين به نظر ميرسد که استعمار بين المللي به سرکردگي استعمار بريتانيا در دهههاي نخستين قرن نوزدهم ضمن سازماندهي منابع ثروت جهان دست اندرکار بازسازي ساختار تفکر و انديشه ملتهاي جهان به خصوص از طريق شکل دهي مجدد اديان پرطرفدار از جمله اسلام بوده است و براي اين منظور فعاليت گستردهاي را براي هويتسازي به حساب آثار باقيمانده از تسلط يونان در هندوستان هدايت کرده است. اگر حکومت بريتانيا براي ساختن اولين معبد پيغمبري دروغين و بسيار متأخر ۵۰۰۰ جريب زمين هديه ميدهد و در مراسم افتتاح آن، توپ ۱۰۱ ميليمتري شليک ميکند و برجستهترين مقامات اجرائي خود نظير سر جان مالکولم را مأمور ديدار و مذاکره با او ميکند و کتاب مقدس نماي او را در کتابخانه اختصاصي دانشگاه آکسفورد حراست ميکند، پس با برنامهاي بسيار گسترده و استادانهاي براي شکلدهي به تفکر جهانيان در اوج قدرت استعمار در هندوستان مواجهيم و آنگاه که همين طريقت تصنعي سوامينارايان را در طول کمتر از دويست سال با چنان قدرت رشدي مشاهده ميکنيم که اينک در ايالات مهم آمريکا و سرتاسر جهان صدها معبد غول آساي سواميناراياني وجود دارد که افکار پيغمبري باسمهاي و دروغين و دست نشانده را تبليغ ميکنند، سرچشمه بسياري از خرافات تاريخي القاء شده بر ملت خودمان نيز آشکارتر ميشود.
در ميان جاذبههاي توريستي آخشاردام دهلي ميتوان به برنامه قايقراني ۱۲ دقيقهاي اشاره کرد که توريستها را قادر ميسازد نظر گذرائي بر ده هزار سال تاريخ هند بيندازند. براي حرکت توريستها قايقهاي خاصي به شکل طاووس طراحي شده است که در امتداد يک رودخانه مصنوعي حرکت ميکنند و در مسير خود از مقابل ماکت «تاکشاشيلا» (باستانيترين دانشگاه ادعائي جهان، در ايالت پنجاب پاکستان، منسوب به قرن ششم قبل از ميلاد) و ماکت آزمايشگاههاي باستاني شيمي، بيمارستانهاي باستاني و بازارهاي قديمي عبور ميکنند. افسانه در اطراف دانشگاه تاکشاشيلا زياد است. معروف است که يکي از پادشاهان «تاکشا خاندا» (تاشکند) شهر تاکشاشيلا را بنيانگذاري کرد. همچنين گفته ميشود که ماهاباراتا نخستين بار در اين مکان قرائت شده است. گفته ميشود که در سال ۵۱۸ قبل از ميلاد داريوش هخامنشي اين ولايت را ضميمه امپراطوري خود کرده و اين ولايت در سال ۳۲۶ قبل از ميلاد تسليم اسکندر کبير شده است. بناهاي متعددي در اين ولايت از ازمنه گذشته به خصوص دوره تسلط اسکندر مقدوني و جانشينان وي باقي است که آنها را به نام سلسلههاي هندي- يوناني مصادره کردهاند و چون سکههاي يوناني نيز به وفور مشاهده ميشوند، چنين نظريهاي رواج يافته است که گويا سلسلههاي هندي طرفدار يونان چندين صد سال بر آن کشور حکومت راندهاند.
مختصري از تعليمات سوامينارايان:
يکي از بنياديتري تعليمات سوامينارايان به زنان مربوط ميشود که بر اساس آن هيچ زني حق فراگرفتن هيچ علمي از هيچ مردي غير از مردان محرم خود را ندارد. از تعليمات اين پيغمبر جوان خداگونه منع موارد زير است: ۱ - نوشيدن شراب، ليکور و هر نوع داروي سمي ديگر به هر شکل. ۲ – خوردن گوشت به هر شکل و نحو. ۳ – دزديدن اموال ديگران. ۴ – شهوت پرستي. ۵ – گرفتن غذا و نوشيدني از افراد نامطمئن
رعايت اين پنج اصل موجب ميشود که انسان خود به خود از همه عادات زشت و ناپسند دور شده و به خصال پسنديده مجهز شود. او به پيروان خود توصيه ميکند که در زندگي فقط به دو چيز عادت کنند، که عبارت است از استفاده از طعام سالم و استفاده از لباس صرفا در حدي که بتواند بدن را محافظت نمايد و ضمنا تحصيل مال بايد در حدي باشد که صرفا براي تغذيه و پوشاک کفايت کند. به نظر او يک فرد دانشمند يا خطيب زبردست ممکن است به طور موقت مردم را دور سر خود جمع کند، ولي نميتواند آنها را به خوشبختي راهبر شود. انسان براي نيل به خوشبختي علاوه بر علم و دانش به فضيلت و خداشناسي هم نياز دارد. او قرباني کردن حيوانات را حرام ميکند و خشونت را جرم ميشناسد و ظاهرا بر خداي واحد معتقد است، اما چنين تبليغ ميکند که خداي تعالي براي خوشحال کردن بندگانش به اشکال گوناگون بر آنها ظاهر ميشود. وي شنيدن موعظه از کساني را منع ميکند که معتقدند خداوند فاقد شکل و خصال (انساني) است. او پيروان خود را از کشتن و آزار هر نوع موجود زندهاي اعم از انسان يا حيوان يا حشرات بازميدارد و ارتکاب جنايت را منع ميکند، چه به خاطر زن، ثروت و چه با طمع سلطنت. اين موضوع در يکي از کتابهاي ديني مصور مختص تبليغ آموزشهاي ديني او براي کودکان به شکل زير تبليغ ميشود. 
آيا اين عصاره همان تعليم و تربيت مورد نياز استعمار در دوران اقتدار خود در هندوستان نيست، ساختن ملتي که مبارزه سياسي را گناه بداند و آزارش حتي به حشرات هم نرسد!؟ فراموش نکنيم که هر نوع مبارزه سياسي در دوره استعمار در حکم جنايت و مردم آزاري و تجاوز به حقوق ديگران و امثال آن تلقي ميشد. سوامينارايان سنت گرا نبود و گرنه در مراسم افتتاح اولين معبد او توپ ۱۰۱ ميليمتري انگليسي شليک نميکردند! او معبد نوساز خود را طوري ساخت که حد اکثر شباهت را به معابد قديمي داشته باشد، تا ننگ نوپديد بودن را که براي يک پيغمبر دروغين قرن نوزدهمي رسواکننده است، از دامن او اندکي بزدايد. هم اينک نيز معابد وابسته به طريقت وي را بدون فولاد و بتون ميسازند تا بعد از گذشت چندين صد سال شباهت آنها به معابد باستاني کامل شود و تشخيص نو از کهنه غير ممکن بشود. تأسف از بعضي روشنفکران خيالپرداز ماست که بنيانگذار نوجوان يک طريقت هندوئي دستپخت استعمار بريتانيا را به عنوان سمبل سنت گرائي و همين سنتگرائي بيتعريف را به عنوان مهمترين ابزار مبارزه با استعمار به خورد خوانندگان خود ميدهند و از درک اين موضوع ابتدائي عاجرند که سنت و مدرنيته هر دو داراي نوع کورکورانه و آگاهانه است. ارتقاي فرهنگي ملتها در گرو کهنه پرستي نيست، بلکه وابسته به تلفيق شعورمندانه سنت و مدرنيته و نفي عناصر دروغين و کاذب و ساختگي و تمسک به عناصر مترقي و سازنده از سنت و مدرنيته هر دو است. تفکيک سنت و مدرنيته به شيوه پورپيراري منجر به آن ميشود که شپش از سر و صورت ما بالا رود و دچار عفونتهاي متعدد عضوي بشويم، و در صورت حمله قلبي مجبور به استفاده از ورد و جادو و جنبل بشويم، زيرا گويا استفاده از پنيسيلين و سيسييو و ساير شيوههاي مداواي بيماريها که عمدتا از غرب نشأت گرفتهاند، با ورود انواع مدرنيتههاي دروغين غربي همراه است. ما اگر شعور تشخيص خوب و بد را نداشته باشيم، همان سنتهاي خودمان هم بلاي جانمان خواهد شد. نجات ما ربطي به سنت و مدرنيته ندارد، نجات ما در گرو شعورمان است و بس.
اکثريت قريب به اتفاق مساجد جهان اسلام خارج از حوزه عربي را ترکان ساختهاند. اين مساجد در سرتاسر آسيا، اروپا و آمريکا و آفريقا در کشورهاي متعددي نظير هند، چين، روسيه، ترکيه، ايران و ساير کشورها گستردهاند. بسياري از مساجد حوزه عربي نظير مساجد مصر، سوريه، اردن، عراق و نظائر آن نيز به دست ترکان يا با حمايت آنان ساخته شدهاند. حرص بيپايان ناصر پورپيرار براي نفي واقعيت تاريخي ترک قدرت تفکر را از او سلب کرده و وي را مجبور کرده است که براي نفي ترک، نفي نشانههاي وجودي ترک، و اين بار نفي مساجد ساخته شده توسط ترکان مسلمان را براي خود هدف قرار دهد. نفي تنها يکي از اين مساجد، يعني مسجد تاج محل، وي را در مسير تأييد يک پيغمبر دروغين دست پرورده استعمار قرار داده است. پايان اين سناريو را خيلي غم انگير ميبينم، زيرا تعداد مساجد ساخته شده توسط ترکان بسيار زياد است!
در هندوستان که به طور سنتي نظام پارلماني دموکراتيک حاکم بوده و سياست خارجي آن هم از استقلال نسبي برخوردار است، ديدن منافع نامرئي بريتانيا نياز به کمي بصيرت دارد. همين معبد آخشاردام را در نظر بگيريم که پيغمبر آن را استعمارگران بريتانيا پرورش داده و زمين لازم براي ساخت اولين معبد آن را خودشان اهدا کرده و در مراسم افتتاح آن نيز توپ ۱۰۱ ميليمتري شليک کردهاند. درست است که ما صداي آن توپ تشريفاتي ۱۰۱ ميليمتري را نشنيدهايم، اما تمجيد آقاي ناصر پورپيرار از اين پيغمبر استعماري و معبد نوساز شرک آلود و رياکارانه آن و تحقير اصيلترين مسجد مسلمين در شبه قاره هند در برابر آن، طنين مهيبي را به گوش ما ميافکند که در واقع صداي همان توپ ۱۰۱ ميليمتري است که بعد از حدود دو قرن به گوش ما ميرسد. جالب است که مقاله ۲۲۶ ايشان در اين باره در شب شهادت حضرت علي (ع) منتشر شد و يکي از خوانندگان مجازي ايشان در لحظات معنوي طلوع سحر ادعا کرده بود که صداي خرد شدن بعضي دندانها را از افق ميشنود. البته دندانهاي ما کمي باسمهاي است و با ضرباتي ضعيفتر از اين هم خرد ميشود، اما درد و اندوه ما بيشتر از آن جهت بود که يک روشنفکر مسلمان در شب شهادت مولاي متقيان، شوکت و عظمت يک معبد نوساز شرک آلود هندو را در برابر يکي از زيباترين و اصيلترين مساجد جهان به مداحي نشسته است و در دمادم طلوع انوار خورشيد، صداي خرد شدن دندانهاي همدينان خود را ميشنود. آيا اين صداها مربوط به خرد شدن دندانهاست؟ هرگاه صدائي غير عادي شنيديد، بدانيد که يا بعضي اشياء را در حالت تعادل ناپايدار رها کردهايد، يا شمارا در حالت تعادل ناپايدار رها کردهاند. من هم صدا ميشنوم. تمجيد آقاي پورپيرار از آن معبد شرک و تحقير آن بناي منور اسلامي، در گوش من مثل توپي طنين افکن شد. آري، توپ استعمار شبيه توپهاي دده قورقود نيست، توپ استعمار از فراز قرون نيز طنين افکن ميشود.

معبد سوامينارايان در ايالت آتلانتا، ايالات متحده آمريکا
منابع مورد استفاده:
۱ – ويکيپدياي انگليسي، در باره سوامينارايان
۲ – ويکيپدياي انگليسي، در باره معبد آخشاردام دهلي
۳ – ويکيپدياي انگليسي، در باره شيکشاپاتري، کتاب ديني سوامينارايان
۴ – سايت رسمي معبد آخشاردام
۵ – سايت رسمي موسسه بخت آزمائي «بنياد فرصتهاي نوين»
۶ – شيکشاپاتري، کتاب ديني سوامينارايان

جهان بينی در پرتو علم نوين، بين النهرين گهواره تمدن، قرآن: رستاخيز فرهنگي مشرق زمين، ، هويت و رابطه آن با زندگي فرهنگي و اجتماعي، زبان: انعکاس طرز زندگي و گذشته ملتها، مسیرهای تکوین، طیف گم شده (حقیقت انسان و حقیقت خدا)