قرائن و اشارات (۳۵): ريشه‌هاي غير اروپائي زبان يوناني - بخش ششم

ريشه‌هاي غير اروپائي زبان يوناني
قواعد نحوي زبان يوناني

مجموعه مقالاتي که در خصوص زبان يوناني در اين وبلاگ منتشر شد، کمک شاياني به تقويت نظريه عدم خويشاوندي اين زبان با زبانهاي اروپائي کرد. تحليل ما نه بر اساس حدس و گمان و سليقه شخصي و امثال آن، بلکه بر اساس فاکتهاي مشخص زباني و نمونه‌هاي واضح و گويا از الفاظ و ساختار نحوي اين زبان در مقايسه با زبانهاي ديگر بود. ما به اين نتيجه رسيديم که در زمينه الفاظ، وجوه اشتراک کافي بين زبان يوناني و زبانهاي موسوم به هند و اروپائي وجود ندارد، و تعداد انگشت شمار کلمات مشابه نيز يا تصادفي‌اند، يا از منشأ يوناني در ساير زبانها منتشر شده‌اند. زبان‌شناسان اروپائي اين زبان را صرفا «تصاحب» کرده‌اند. از سوي ديگر ارتباطات تاريخي فعالي بين زبان يوناني و زبانهاي صياغي مشاهده کرديم که هر چند بر خويشاوندي آنها دلالت ندارد، اما بر ارتباطات تاريخي و اجتماعي فعال در ازمنه گذشته بين اقوام صياغي زبان و اقوام يوناني دلالت ميکند. تعداد اين نوع الفاظ بسيار زياد ولي شکل آنها مکتوم است و کشف آنها نياز به صرف وقت و انرژي و اشراف گسترده به اين زبانها دارد. مثلا اکثر ما با کلمه عربي «عبقري» (اصيل، نفيس...) آشنائي داريم که در قرآن شريف نيز آمده است (مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ: تکيه ميدهند بر بالشهاي سبز و نفيس و زيبا، الرحمن ۷۶). اين کلمه در عربي فاقد مشتقات کافي است تا بتوانيم آن را يک کلمه صياغي به حساب آوريم. اما در تحليل زبان يوناني به مصدر مرکب αποχωρίζω (آپوخوريزو) برميخوريم که در معني تفکيک کردن و جدا کردن و گلچين کردن به کار ميرود و اگر پسوندهاي فعلي آن را تفکيک کنيم، ماهيت کلمه به صورت (آپوخوريا) متجلي ميشود که ممکن است اين کلمه ريشه کلمه «عبقري» باشد. کلمه يوناني επικράτεια (اِپيکراتيا: رئيس، بزرگوار، حاکم) نيز ممکن است با کلمه «عبقرية» که دقيقا در همان معني است، در ارتباط باشد.

کلمه مشترک و عجيب ديگر نيز کلمه يوناني κάλαμος (کالاموس) است که دقيقا معناي «قلم» را ميدهد. اصل اين کلمه به معني حصير، ني، ساقه توخالي، ميله و امثال آن است. اين کلمه نيز در قرآن شريف آمده است و در زبانهاي اروپائي نيز به صورت calamus و calamite و امثال آن، جملگي در معناي «ني» و «ساقه» حضور دارد. قاعدتا بايد استفاده از قلم و پاپيروس تاريخي موازي داشته باشند. هر دو نوشت افزار نيز از گياهان طبيعت و به احتمال قوي در مصر به دست آمده است. شروع استفاده از قلم ني و پاپيروس را بايد به حدود ۳۰۰۰ سال پيش از ميلاد مربوط کرد. شرائط تاريخي ايجاب ميکند که کلمه قلم (به معني ني) منشأ مصري داشته و از طريق آنجا، هم به يونان و هم به شبه جزيره سرايت کرده و وارد زبان عربي شده باشد.

کلمه ديگري که امروزه در زبان عربي در حوزه ژورناليسم رواج دارد، کلمه «قِمَّة» به معني (کنفرانس سران) است. اين کلمه در اصل به معني «بالا» و «قله» و «نقطه مرتفع» و نظائر آن است. در زبان انگليسي براي اين مقصود از کلمه Summit (ديدار سران) استفاده ميشود که آن هم در اصل به معناي «قله» است. اما کلمه ديگري در انگليسي وجود دارد در هيئت acme که آن هم معني «بلندترين نقطه» را افاده ميکند. اين کلمه ريشه يوناني دارد و به صورت ακμή (اکمه) نوشته ميشود که بايد با کلمه عربي «قمه) ارتباط داشته باشد.

همچنين کلمه يوناني κρίμα (کريما) به معني جرم و جنايت شايان توجه است که شکل امروزين آن در زبان انگليسي crime ميباشد و با کمي دقت ميتوان دريافت که اين کلمه با کلمه عربي «جرم» ارتباط تنگاتنگ دارد.

در اين مقاله بحث خود را با نظري اجمالي بر ساختار نحوي زبان يوناني به پايان خواهيم برد و خواهيم ديد که اين مقايسه نحوي نيز جز همان نظريه استقلال زبان يوناني را تقويت نميکند.

- در خصوص پسوند ος  (اوس) که در انتهاي بيشتر کلمات يوناني مشاهده ميشود، بايد گفت که در زبان يوناني اسامي به نسبت نقشي که در جمله دارند، تصريف ميشوند. وجود اين پسوند  در اکثر موارد نشانه آن است که اسم به صورت مجرد (خارج از جمله) مورد نظر است و اگر در جمله به کار رفته است، نقش فاعل جمله را دارد.
- يکي از ابزارهاي تصريفي منحصر به فرد زبان يوناني پسوند ισμός (ايسموس) است که معمولا ضمن اتصال به اسم يا صفت موجب ظهور اسامي دال بر مسلک و مشرب و نظام و امثال آن ميدهد. اين پسوند در ساير زبانها به اختصار به صورت «ايسم» تلفظ ميشود مانند کاپيتاليسم، سوسياليسم، پراگماتيسم، فمينيسم و امثال آن. شکل ديگري از اين پسوند ιστής (ايستس) است که معمولا معناي «پيرو مکتب يا مسلک» را به اسم مربوطه الحاق ميکند که در آن صورت مثالهاي فوق به صورت کاپيتاليست، سوسياليست، پراگماتيست و فمينيست درمي‌آيد. اين پسوندها از فعالترين و متنفذترين پسوندهاي دستوري زبان يوناني است که تقريبا در تمام زبانهاي دنيا مداخله کرده است. وجه اشتقاق آنها را نتوانستيم پيدا کنيم. تاجائيکه ما اطلاع داريم، هيچ يک از زبانهاي دنيا چنين پسوندي با اين قدرت معنائي ندارند و اگر بخواهند از اين پسوندهاي يوناني استفاده نکنند، مجبور به استفاده از کلمات متعددي خواهند بود. مثلا «فمينيزم» را بايد «نهضت حمايت از زنان» و «سوسياليزم» را بايد به صورت «مکتب طرفداري از مالکيت اجتماعي» ترجمه کرد. ترکيباتي مانند «واقعيت گرائي»، «سرمايه‌داري» و «عقل محوري» و امثال آن هيچ يک معادل دقيقي نيستند. اين کلمات همگي کلماتي ترکيبي‌اند، يعني در ساختمان آنها دو کلمه کامل به کار رفته است، درحاليکه اين کار در زبان يوناني با شرکت يک کلمه و يک پسوند تحقق مي‌يابد. فرق ديگر در آن است که همه مثالهاي مذکور در بهترين صورت به مفهوم «ايزم» نزديک شده، ولي هيچ يک به تمامي از عهده ايفاي نقش آن برنيامده‌اند. مثلا اگر شما کلمه «سرمايه‌داري» را با «گاوداري» مقايسه کنيد، ملاحظه خواهيد نمود که اين نوع کلمات در مفهوم «شغل» به کار ميروند نه مسلک.
- پسوند «ايزه» نيز پسوندي يوناني است که با الحاق آن بر اسم و صفت فعل حاصل ميشود، مانند مدرنيزه، مکانيزه و غيره.
- پسوند «لوژي» نيز پسوندي يوناني است که با الحاق به کلمات ديگر، اسامي علوم و نظريه‌ها و تئوريها را به وجود مي‌آورد، مانند تکنولوژي، بيولوژي، درماتولوژي و غيره.
- علامت جمع مشخصي در زبان يوناني وجود ندارد، اما بسته به موقعيت اسم، ممکن است مفهوم جمع با حذف حرف پاياني اسم، يا تبديل آن حرف يا اضافه کردن حرفي به آخر اسم بيان شود. جدول زيرا به دقت مرور ميکنيم:

تصريف کلمه λόγος در حالات مختلف اسم

حالت اسم

مفرد

جمع

مثال فارسي

حالت فاعلي

λόγος

λόγοι

کلمه صحيح است.

حالت مفعول با واسطه

λόγοι

λόγοις

به کلمه دقت کردم.

حالت مفعول بيواسطه

λόγον

λόγους

کلمه را خواندم

حالت ملکي

λόγου

λόγων

مفهوم کلمه را دريافتم.

بخشهائي که با رنگ قرمز مشخص شده‌اند، نشان دهنده پسوندهائي است که هر يک بر سه چيز دلالت ميکند که دو مورد آن به شرح زير است:
۱ – مفرد يا جمع بودن اسم
۲ – حالت اسم (نقش اسم در جمله) از نظر فاعل بودن، مفعول بودن، يا مفهوم ملکيت داشتن.

اما در زبان يوناني همچنين اسامي از لحاظ جنسيت به سه دسته تقسيم ميشوند: مذکر، مونث و خنثي. جدول فوق را صرفا براي کلمه‌اي مذکر تنظيم کرده بوديم. اگر کلمه ديگري را به کار ببريم که جنسيت آن مونث يا خنثي باشد، بخشهاي قرمز رنگ جدول فوق تغيير خواهند کرد. بنابر اين در حالت کلي پسوندهاي اسامي بر سه چيز دلالت دارند: جنسيت اسم، مفرد يا جمع بودن آن و حالت اسم يا نقش اسم در جمله. از اينرو اگر جدول مشابه جدول فوق را براي حالت مونث و خنثي نيز تشکيل دهيم، رويهمرفته ۲۴ نوع پسوند خواهيم داشت که بعضي از آنها ممکن است مشابه باشند، اما تفکيک کليه حالات فوق براي متکلم امري ضروري است. يعني يک شخص متکلم به زبان يوناني در هنگام به کار بردن هر اسمي بايد يکي از ۲۴ حالت را به صورت سريع و بدون تپق زدن انتخاب کند! اين حالت هرچند براي ما مشکل مينمايد، اما در بعضي زبانهاي اروپائي مانند آلماني و زبان عربي نيز موقعيت کم و بيش مشابه و يا حتي پيچيده‌تري برقرار است. ضمنا در دوره باستان مفرد و جمع در زبان يوناني، مثل عربي امروز، با در نظر گرفتن حالت «تثنيه» سه حالت را شامل ميشده است، يعني به جاي اين که صرفا از مفرد و جمع صحبت بکنيم، بايد وضعيتي را در نظر بگيريم که هر اسم ممکن است دلالت بر يک عنصر، دو عنصر و يا بيشتر بکند که اين امر موجب ميشده است تعداد پسوندهاي اسم به جاي ۲۴ بالغ بر ۳۲ پسوند بشود!
- متأسفانه مقوله اسم در زبان يوناني از پيچيدگي بسيار بيشتري نيز برخوردار است. مثلا آنچه تا کنون راجع به تصريف اسامي بيان کرديم، صرفا مربوط به يک دسته از اسامي بود. گفتني است که اسامي بر دو دسته تقسيم ميشوند که شيوه تصريف دسته دوم با دسته اول متفاوت است و در واقع جدول ديگري مشابه جدول فوق را ميطلبد. براي تصور بهتر مسأله ميتوان فرض کرد که دو زبان را با يکديگر تلفيق کرده‌ايم، به نحوي که در تصريف اسامي بايد بعضا قواعد دستوري اين زبان، و بعضا هم قواعد دستوري زبان ديگر را به کار ببنديم. به خاطر سپردن اين همه قوانين تصريفي براي اسم حقيقتا کاري مشکل است. حتي دسته سومي از اسامي وجود دارند که نحوه تصريف آنها «بيقاعده» است و بايد مورد به مورد فراگرفته شود. اين بدان معني است که ميتوانيم به عنوان فرض، زبان يوناني را تلفيقي از سه زبان بدانيم که قوانين تصريف اسامي در هر سه متفاوت است. حالت مشابه اما ساده‌تري از اين مسأله گاهي در زبان فارسي پيش مي‌آيد. مثلا با آن که در زبان فارسي مونث و مذکر نداريم، اصطلاحاتي نظير «ايالات متحده»، «مواد مستخرجه»، «شجره طيبه» و امثال آن را به کار مي‌بريم. همچنين در زبان فارسي گاهي از تثنيه استفاده ميکنيم، مانند: «طرفين قرارداد»، «بين‌النهرين» و امثال آن. تنوين نيز از مکانيزمهاي صرفي زبان عربي است که بعضا در فارسي استعمال ميشود، مانند «خواهشا»، «بخشا». انواع قواعد دستوري عربي رايج در فارسي بسيار زياد است. مراد از بيان اين مثالها تقويت اين نظريه است که تنوع غير عادي شيوه‌هاي تصريفي در زبان يوناني ممکن است دلالت بر نظريه «التقاطي» يا «آمالگام» بودن اين زبان داشته باشد.
- در زبان يوناني حرف تعريف وجود دارد که پيش از اسم مي‌آيد و آن هم نظير اسم نياز به تصريف دارد، يعني شکل آن بسته به حالات گوناگون اسم متفاوت خواهد بود.
- صفت در زبان يوناني پيش از اسم مي‌آيد و از لحاظ تصريفي وضعيتي شبيه به اسم دارد و بسته به نقش و موقعيت اسم بايد پسوندهاي معيني بدان افزوده شود.
- افعال در زبان يوناني از لحاظ صرفي به دو گروه تقسيم ميشوند که نحوه بيان آنها، مثلا در زمان حال (مضارع) با يکديگر تفاوت کلي دارد. اين دو گروه به ترتيب گروه ω و گروه μι ناميده ميشوند. به دو مثال زير توجه کنيد:

- γράφω (گرافو) من مي‌نويسم.
- τίθημι (تيته‌مي) من ميگذارم.

مشاهده ميشود که عليرغم آن که هر دو جمله در حالت مضارع و اول شخص مفرد بيان شده است، ولي پسوند افعال (رنگ قرمز) متفاوتند. وجود دو نوع مضارع در زباني واحد حالتي عجيب و منحصر به فرد است و ممکن است ناشي از التقاط زبانهاي متفاوت بوده باشد. اين موضوع نظريه «آمالگام» (ملقمه) را تأييد ميکند. لازم به يادآوري است که اين دوگانکي تصريفي در ساير زمانهاي فعل نيز تظاهر ميکند.
- تصريف افعال در زبان يوناني، هم به کمک پيشوندها و هم پسوندها صورت ميگيرد، ضمنا ريشه فعل نيز برحسب مقتضيات صرفي گاهي تغيير ميکند.
- نفي در زبان يوناني با استفاده از يک کلمه مستقل نفي و افزودن پسوند يا تغييري در هجاي پاياني فعل صورت ميگيرد:

جمله فارسي

جمله ايجابي در يوناني

جمله سلبي در يوناني

من ميروم (نميروم).

Πάω

δεν πάει

من ميخورم (نميخورم).

Τρώω

δεν τρώω

من خوردم (نخوردم).

Έφαγα

δεν τρώμε

اين يک خانه است (نيست).

αυτό είναι ένα σπίτι

αυτό δεν είναι ένα σπίτι

نفي در زبان يوناني

در رابطه با مسأله نفي در زبان يوناني شايان ذکر است که در اين زبان ναι (ناي) به معني «بلي» و όχι (اوخي) به معناي «خير» است. ναι ή οχι («بلي يا خير؟». مقايسه کنيد با کلمه ترکي «يوخ»).

- در زبان يوناني غير از مفهوم زمان مقوله‌اي به اسم aspect وجود دارد. اين مقوله در بيشتر زبانها وجود دارد، اما در يوناني بسيار گسترده‌تر است. ميدانيم که فعل متضمن يکي از زمانهاي حال، گذشته و آينده است که زمان وقوع آن را مشخص ميکند. منظور از aspect عبارت است از طرز اجراي فعل در زمان، به نحويکه بتوانيم درک کنيم که فعل با چه سرعتي روي ميداده است. آيا دفعتا شروع و پايان يافته است، يا سيري تدريجي داشته است. اگر فعل در گذشته شروع شده است، آيا در زمان حاضر پايان يافته است، يا ادامه دارد. آيا فعل به صورت پيوسته انجام يافته، يا به صورت افعال متوالي. آيا فعلي عنقريبا در شرف وقوع است؟ ما در زبان فارسي روشهاي تصريفي زيادي براي بيان اين مقصود نداريم و در صورت نياز به بيان اين مقوله، از کلمات استفاده ميکنيم.
- تشکيل زمان آينده با افزودن پسوند مخصوصي صورت ميگيرد و گاهي حذف يکي از اصوات ريشه‌اي فعل نيز ضرورت پيدا ميکند. مثلا فعل ἀκούω (من ميشنوم) در زمان آينده به اين ترتيب تصريف ميشود:

ἀκούσω (من خواهم شنيد)

ἀκούσομεν (ما خواهيم شنيد)

ἀκούσεις (تو خواهي شنيد)

ἀκούσετε (شما خواهيد شنيد)

ἀκούσει (او خواهد شنيد)

ἀκούσουσι (آنها خواهند شنيد)

صرف فعل در زمان آينده در زبان يوناني

چنانکه ملاحظه ميشود، در همه حالات ششگانه فوق بيان زمان آينده با افزودن حرف σ (سيگما) به ريشه فعل تحقق مي‌يابد و هجاهائي هم که بعد از حرف سيگما آمده‌اند، همگي نشانه‌هاي شخصند. اين رفتار فعل در زبان يوناني، آن را به مقوله التصاقي نزديک ميکند و آن را به ميزاني اندک به زبان ترکي شبيه ميکند. اين نوع صرف فعل در زبانهاي اروپائي رايج نيست. در بيشتر زبانهاي اروپائي تشکيل زمان آينده مستلزم استفاده از افعال کمکي است.

فارسي

من ميخندم

من خواهم خنديد

روسي

Я смеюсь

Я буду смеятся

انگليسي

I laugh

I will laugh

آلماني

Ich lache

Ich wird lachen

هلندي

Ik lach

Ik zal lachen

سوئدي

Jag skrattar

Jag kommer att skratta

فرانسه

Je ris

Je rirai

ايتاليائي

Rido

I riderà

پرتقالي

Eu ri

Eu vou rir

اسپانيولي

Me río

Me reiré

يوناني

Γελάω

Θα γελάσω

صرف فعل در زمان آينده در زبانهاي مختلف

چنانکه ملاحظه ميشود، در گروه ژرمن و اسلاو استفاده از فعل کمکي همواره و در گروه لاتين بعضا ضروري است.
- در زبان يوناني افعال پيوندي فعالي وجود دارند که از افزودن يک حرف اضافه به اول فعل حاصل ميشود، مانند παρακαλέω (پاراکالئو: اصرار کردن). چنين فعلي غير قابل تفکيک است، يعني پيشوندهاي فعلي نميتوانند در وسط فعل پيوندي مداخله کنند و بايد به اول فعل مرکب افزوده شوند. بعضي از حروف اضافه‌اي که با فعل ترکيب ميشوند، از اين قرارند: پارا (پاراليز)، آنا (آناليز)، ديا (ديالوگوس)، کاتا (کاتالوگوس)، متا (متافيزيکوس)، پرو (پروتز)، هيپر (هيپرگليکميا: افزايش قند) و هيپو (هيپوکريتوس: تزوير، ريا)
- در زبان يوناني ترتيب کلمات در جمله اهميت چنداني ندارد و جايگاه فاعل و فعل و مفعول ميتواند نسبت به همديگر با آزادي نسبي تغيير داده شود.

هدف از اين مقاله تدريس گرامر زبان يوناني نيست، ما نيز صلاحيت چنين کاري را نداريم. ما از ديد زبان‌شناسي به مسأله نزديک شديم و مکانيزمهاي بنيادين زبان براي بيان مقصود را مورد مطالعه قرار داديم. اين مکانيزمها شباهت زبان يوناني به هيچ زبان اروپائي و غير اروپائي را تصديق نميکنند. اين مکانيزمها به اشکال گوناگون در زبانهاي مختلف وجود دارند. مطالعه اين مکانيزمهاي دستوري باز هم در هر گام ما را با واقعيت محکمي مواجه ميکند که همانا استقلال مرموز زبان يوناني از همه زبانها، به خصوص زبانهاي موسوم به هند و اروپائي است. هيچ يک از ويژگيهاي دستوري فوق را نميتوان به عنوان وجه اشتراک زبان يوناني با زبانهاي اروپائي در نظر گرفت، و چنانکه بارها گفته‌ايم، هر کس يکي از مکانيزمهاي دستوري زبان يوناني را بهانه‌اي براي القاي خويشاوندي آن با زبانهاي اروپائي مورد استفاده قرار دهد، به همان سهولت و بلکه با سهولت بيشتر ميتوان استدلال او را براي القاي خويشاوندي زبان يوناني با زبان عربي مورد استفاده قرار داد که البته آن هم صحيح نيست. تمامي الفاظ مشابه هم که به تعداد محدود مشاهده ميشوند، همگي کلمات متبادل بين زبان يوناني و زبان لاتين و يا ساير زبانهاست. ما صرفا با يک حقيقت عجيب مواجهيم، راز زبان يوناني به عنوان زباني مستقل و بي‌خويشاوند، در عمق تاريخ نهفته است.

قرائن و اشارات (۳۴): ريشه‌هاي غير اروپائي زبان يوناني - بخش پنجم

ريشه‌هاي غير اروپائي زبان يوناني

زبان يوناني مثل عربي جزء معدود زبانهائي است که به برکت ظرفيت بياني خود در طول چندين هزاره نشاط خود را حفظ کرده و به عنوان نيروئي بالنده به موجوديت خود ادامه داده است. موقعيت زبان يوناني از ابتدا با زبان لاتين متفاوت بود و هم اينک نيز متفاوت است. بر عکس لاتين که ضمن تغذيه از زبانهاي بومي سواحل مديترانه و برخورداري از حمايت يک امپراطوري بزرگ شکل گرفت و با سقوط امپراطوري نيز رو به زوال نهاد، هيچکس تا کنون قادر به کشف اين حقيقت نبوده است و شايد هم نخواهد بود که زبان يوناني باستان از کدام زبانهاي ما قبل خود تغذيه کرده و رشد يافته و چگونه توانسته است در روزگاري که هنوز زبان لاتين زبان مردم عامي محسوب ميشد، به بستر علم و دانش و فرهنگ تبديل شود. غناي لفظي و اتکا به نفس اين زبان باستاني و کارائي آن در پاسخگوئي به اين همه نياز علمي و فرهنگي خودي و بيگانه در طول تاريخ ما را حيرت زده ميکند و اين حيرت ما را به واديهاي دوردست تحقيق و پژوهش براي کشف راز منشأ آن ميکشاند، بي‌آنکه اميدي بر حاصل تلاش خود داشته باشيم. اينک ضمن بررسي تاريخ شعر يونان و نمونه‌هاي موجود آن به خصوص آنچه از ايلياد و اوديسه اثر هومر باقي است، بايد اعتراف کنيم که عروض نيز از يونان سرچشمه گرفته و به زبان لاتين و عربي سرايت کرده است.

اينک در ادامه بررسي استقلال زبان يوناني نظر خوانندگان را به جدول زير جلب مينمائيم، که ضمائر سوالي يا ادوات استفهام را در بعضي زبانهاي موسوم به هند و اروپائي در کنار زبان يوناني نشان ميدهد: 

فارسي

هندي

انگليسي

فرانسه

روسي

يوناني

کدام

جو

which

lequel

который (کوتوري)

ποιο (پويو)

چه

کيا

what

quoi

что (چتو)

τι (تي)

چگونه

کايسه

how

comment

как (کاک)

πώς (پوس)

چرا

کيوم

why

pourquoi

почему (پوچه‌مو)

γιατί (گياتي)

کي

کابا

when

quand

когда (کوگدا)

πότε (پوته)

کجا

کاهام

where

где (گده)

που (پوئو)

که

کائونا

who

qui

кто (کتو)

ποιος (پويوس)

مقايسه ضمائر سوالي يا ادوات استفهام در بعضي زبانها در کنار زبان يوناني

هدف از ارائه اين جدول کشف نکته ظريفي است که به بحث ما کمک شاياني ميکند. با آنکه اين تقسيم بندي براي ما همواره سوال انگيز بوده است، اما در تمامي زبانهائي که به نام هند و اروپائي معرفي شده‌اند، درجه‌اي از شباهت لفظي در مورد کلمات فوق ميتوان يافت که ژنتيک بودن يا اکتسابي بودن الفاظ مشابه جاي بحث دارد. اما در همين آشفته بازار نيز زبان يوناني را مشاهده ميکنيم که طبق معمول الفاظ اختصاصي خود را دارد و هويت مستقل خود را به نمايش ميگذارد. اينک نظري بر بعضي ديگر از کلمات بنيادين زبان يوناني:

 اصطلاحات مربوطه به لباس و خوراک
πουκάμισο: (پوئوکاميسو) پيراهن. (ريشه اين کلمه در يوناني «کاميسون» است. مقايسه کنيد با کلمه عربي «قميص» و همچنين کلمه انگليسي camise و همچنين کلمه فرانسوي chemise (شميز) به همين معني. همچنين مقايسه کنيد: «قماش». مشتقات اين کلمه در عربي عبارتند از: «قَمَّصَ» (پوشانيد)، «قَمَصَ» و «تَقَمَّصَ» (پوشانيد)، «قَمَّصَ الثّوبَ» (پارچه را بريد).
κάπα: (کاپا) قبا، عبا، رداء (مقايسه کنيد با کلمه عربي «قبا»)
γιακά: (گياکا) يقه، گردن. ارتباط کلمه «يقه» به اين کلمه آشکار است.
τροφή: (تروفه) غذا. در يوناني باستان βρώμα (بروما)
θρέψη: (ترپسه) تغذيه
τρώγω: (تروگو) خوردن
ψωμί: (پسومي) نان. در يوناني باستان άρτος (آرتوس)
κρασί: (کراسي) شراب.
γάλα, αρμέγω: (گالا، آرمه‌گو) شير
αλάτι: (آلاتي) نمک
κρέας: (کرِه‌آس) گوشت
σιτάρι: (سيتاري) گندم
χουρμάς: (خورماس) خرما
τυρί: (توري) پنير
φρούτα, καρπός: (فروتا، کارپوس) ميوه
ξινός: (کسينوس) ترش
σταφύλια: ستافوليا: انگور
γλυκύς: (گلوکوس) شيرين
κουτάλι: (کوتالي) قاشق
χυμός: (خوموس) شربت

 نامهاي حيوانات:
κάμηλος: (کاملوس) شتر (ارتباط کلمه عربي «جمل» با اين کلمه آشکار است.)
ταύρος: (تائوروس) گاو نر، برج گاو (مأخوذ از زبانهاي صياغي، مقايسه کنيد با کلمه عربي «ثور» در همين معني).
γάτα: (گاتا) گربه. اين کلمه با کلمه عربي «قط» به همين معني و کلمه «قطيطة» (بچه گربه) خويشاوند است. در انگليسي cat و فرانسه chat و آلماني katze
ποντίκι: (پونتيکي) موش
σκύλος: (سکولوس) سگ
όφις: (اوفيس) مار (با کلمه «افعي» مقايسه شود)

σκορπιός: (سکورپيوس) عقرب (کلمه «عقرب» به احتمال قوي با اين کلمه همريشه است)
ίππος: (هيپوس) اسب
γάϊδαρος: (گايداروس) خر
πρόβατο: (پروساتو) گوسفند
λύκος: (لوکوس) گرگ
λέων: (لئون) شير. اين کلمه از زبان يوناني به بيشتر زبانهاي اروپائي وارد شده است.
πουλί: (پوئولي) پرنده.
μέλισσα: (مليسسا) زنبور

اصطلاحات مربوط به علم و فرهنگ:
θέατρο: (تئاترو) تماشاخانه، تئاتر. متشکل از θέα (تئا: منظره، تماشا)
σοφία: (سوفيا) عقل، خرد
επιστήμη: (اپيسته‌مه) دانش
γνώση: (گنوسه) آگاهي، دانستن
κατανοώ: (کاتانو) فهميدن
αριθμός: (آريتموس) عدد
βιβλίον: (بيبليون) کتاب
φύση: (فوسه) طبيعت (فيزيک)
ήλιος: (هليوس) خوشيد
άστρο: (آسترو) ستاره. چنانکه قبلا ديديم، کلمه ريشه بين‌النهريني دارد.
ποσότητα: (پوسوتتا) مقدار، کميت
ποιότητα: (پويوتتا) کيفيت
συμπεραίνω: (سومپراينو) استنتاج کردن
χορός: (خوروس) رقص.
κύβος: (کوبوس) مکعب، کعبه
ρήτορας: (رتوراس) خطيب
δόγμα: (دوگما) آئين، اصل
άγνοια: (آگنويا) جهل، ناداني

اصطلاحات ديني
εκκλησία: (اکلسيا) کليسا
θεός: (تئوس) خدا
ναός: (نائوس) معبد
λατρεία: (لاتريا) ستايش، عبادت
θαύμα: (تائوما) معجزه
θυσία: (توسيا) قرباني
αγία: (آگيا) مقدس
προσευχή: (پروسه‌ئوخه) دعا، نماز

اصطلاحات مربوط به سفر و دريانوردي:
τροχόσπιτο: (تروخوسپيتو) کاروان
έξοδος: (اکسودوس) خروج
οδός: (هودوس) راه، طريق
δεξής: (دِکزس) طرف راست
δεξιόστροφος: (دکسيوس تروفوس) راست
αριστερός: (آريستروس) طرف چپ

اصطلاحات مربوط به جنگ:
πολεμικές: (پوله‌موس) جنگ
ξίφος: (زيفوس) شمشير. (مقايسه کنيد با کلمه عربي «سيف»)
στρατός: (ستراتوس) سپاه
λόγχη: (لوگخه) نيزه
ασπίδα: (آسپيدا) سپر
επίθεση, έφοδος, προσβολή: (اپي‌تسي، افودوس، پروسبوله) حمله
άμυνα: (آمونا) دفاع
πολιορκία: (پوليورکيا) محاصره
παράδοση: (پارادوسه) تسليم
πυρομαχικά: (پوروماخيکا) مهمات
στρατιώτης: (ستراتيوتس) سرباز
αρχηγός: (آرخه‌گوس) فرمانده
εχθρός: (اِختروس) دشمن
γενέτειρα: (گنه‌تئيرا) ميهن

اصطلاحات مربوط به خويشاوندي:
αδελφός: (آدلفوس) برادر
αδελφή: (آدلفه) خواهر
πατέρας: (پاتِراس) پدر
μητέρα: (مِتِرا) مادر
συμβία: (سومبيا) پيرزن، زن (همسر)
σύζυγος: (سوکسوگوس) پيرمرد، شوهر
νέος: (نئوس) جوان
γέρος: (گروس) پير
παιδίον: (پايديون) کودک

نامهاي مربوط به اعضاي بدن:
στόμα: (ستوما) دهان
οδούς, δόντι: (اودوس، دونتي) دندان
στόμαχος: (ستوماخوس) شکم
βραχίονας: (براخيوناس) بازو
αυχένας, λαιμός, τράχηλος: (آئوخناس، لايموس، تراخه‌لوس) گردن
πρόσωπο: (پروسوپو) صورت، چهره
μάτι, οφθαλμός: (اوفتالموس، ماتي) چشم
αυτί/αφτι: (آفتي، آئوتي) گوش
κεφαλή: (کفاله) سر
δάκτυλος: (داکتولوس) انگشت
γλώσσα: (گلوسسا) زبان
γόνυ, γόνατο: (گونو، گوناتو) زانو

اصطلاحات مربوط به قانون:
νόμος: (نوموس) قانون
φυλακή: (فولاکه) زندان
δικαστήριο: (ديکاستريو) دادگاه
καταδίκη: (کاتاديکه) حکم
τιμωρία: (تيموريا) مجازات

سلامتي و درمان:
υγεία: (اوگه‌يا) سلامتي
άλγος, πόνος: (آلگوس، پانوس) درد. کلمه انگليسي pain برگرفته از کلمه πόνος (پانوس) است.
νόσος: (نوسوس) بيماري
ασθενής: (آسته‌نس) بيمار
ιατρική: (ياتريکه) علم طب
φάρμακό: (فارماکو) دارو، درمان، سم
παθος: ابتلا، رنج بردن، درد کشيدن
πυρετός: (پوره‌توس) تب
κόμμα: (کوما) اغما. در زبان عربي «غَمِي»: بيهوش شد.


گاه شماري:
μήνας: (مناس) ماه، مدت زمان يک ماه
σελήνη, φεγγάρι: (سه‌له‌نه، فگگاري) ماه، قمر
μέρα: (مرا) روز
ημερολόγιο: (اِمِرولوگيو) تقويم
έτος, χρόνος: (اتوس، خرونوس) سال
αιώνας: (آيوناس) قرن
αρχαίος, παλιός: (آرخايوس، پاليوس) قديم، باستاني
χθες: (ختس) ديروز
αύριο: (آوريو) فردا
άνοιξη: (آنوئيکسه) بهار
καλοκαίρι: (کالوکائيري) تابستان
φθινόπορο: (فتينوپورو) پائيز
χειμώνας: (خيموناس) زمستان

اصطلاحات مربوط به مکان و محيط
λίθος: (ليتوس) سنگ
γή: (گِه) زمين
όρος: (اوروس) کوه
ποταμός: (پوتاموس) رود
έδαφος, χώμα: (ادافوس، خوما) خاک
ιλύς: (ايلوس) گِل
ανατολή: (آناتوله) شرق
δυτική: (ديتيکه) غرب
βορράς: (بورراس) شمال
νότος: (نوتوس) جنوب
τούβλο: (توبلو) آجر. اين کلمه ريشه بين النهريني دارد و از کلمه سومري dub به معني «لوحه» و «نوشتن از طريق حکاکي» اقتباس شده است. کلمات همريشه آن عبارتند از «طوب» (عربي:آجر)، «طبع» (عربي: چاپ)، tablet (انگليسي: لوحه)، دفتر (يوناني)، ادب، ديباچه و کلمه انگليسي adobe برگرفته از عربي به معني «آجر».
κίονας, στῦλος: (کيوناس، ستولوس) ستون
ταβάνι: (تاواني) سقف
δάπεδο, πάτωμα: (داپدو، پاتوما) کف اتاق
τείχος: (تيخوس) ديوار

اصطلاحات ديني
είδωλο: (ايدولو) بت
θεός: خدا، خداي پدرگونه
θρησκεία: (ترِسکيا) دين، طريقت
θρησκευτικός: (ترسکئوتيکوس) مقدس
προφήτης: (پروفتس) پيغمبر
κόλαση (کولاسه) جهنم
παράδεισος: (پارادئيسوس) بهشت
μάγεμα: (ماگه‌ما) افسون، جادو

اصطلاحات موسيقي:
μέλος: (مِلوس) موسيقي، نغمه
όργανο: (اورگانو) آلت موسيقي
παίζω: (پائيکزو) نواختن (موسيقي)
τραγούδι: (تراگوئودي) نغمه، آواز
κουρδίζω: (کورديکزو) کوک کردن
χορδές: (خوردس) تار (صوتي)
τόνος: (تونوس) صوت موسيقي

بعضي عبارات حاوي وجوه اشتراک با زبانهاي ديگر

γέλιο: (گليو) خنديدن. شبيه کلمه ترکي «گوٍلمک» در همان معني
καλώ: (کالو) صدا زدن، فراخواندن. اين کلمه ظاهرا وجه اشتقاق کلمه انگليسي call است
κλαίω: (کلائو) فرياد زدن. اين کلمه ظاهرا وجه اشتقاق کلمه انگليسي cry و کلمه آلماني schrei و امثال آن بوده و احتمالا با کلمه عربي «قرأ» (خواند) ارتباط دارد. صورت ديگر اين کلمه κραυγή: (کرائوگه) فرياد، جيغ و κραυγάζω: (کرائوگاکسو) جيغ کشيدن

مجموعه اين بررسي و بررسيهاي مشابه نشان ميدهد که در حوزه‌هاي مختلف زندگي روزمره، کلمات مشترک و مشابه با زبانهاي اروپائي که احتمال پيوند تاريخي زبان يوناني با آنها را تقويت کند، مشاهده نميکنيم. اگر گاهي کلماتي به تعداد انگشتان دست پيدا ميشود، اولا در اکثر موارد منشأ يوناني دارد و ثانيا اينها نميتواند دليل بر خويشاوندي تاريخي آنها باشد، زيرا اگر چنين بود، خوايشاوندي زبان يوناني با زبان عربي، به عنوان مثال، با سهولت بيشتري به اثبات ميرسيد. از سوي ديگر ورود به هر حوزه از کلمات زبان يوناني ما را در شناخت هويت مستقل اين زبان قانع‌تر ميکند. قواعد دستوري اين زبان هم نه تنها کمکي به فرضيه خويشاوندي نميکند، بلکه بازهم بر استقلال اين زبان تأکيد دارد که در مقاله بعدي فرازهائي از آن را مورد بررسي قرار خواهيم داد.

قرائن و اشارات (۳۳): ريشه‌هاي غير اروپائي زبان يوناني - بخش چهارم

ريشه‌هاي غير اروپائي زبان يوناني
در اين مقاله نمونه‌هاي گوياي ديگري از کلمات بنيادين زبان يوناني را به صورت طبقه‌بندي شده مي‌آوريم، تا تأکيد مضاعفي باشد بر هويت مستقل اين زبان نسبت به زبانهاي موسوم به «هند و اروپائي». اما پيش از آن تأکيد ميکنيم که هدف از اين مطالعه صرفا تجريد زبان يوناني از زبانهاي اروپائي نيست. عمده‌ترين فايده اين مبحث نخست در آن است که بر کوششهاي هويت سازي اروپائيان در دوره استعمار وقوف بيشتري پيدا بکنيم. آگاهي ديگري که از اين مطالعه حاصل ميشود، عبارت است از انگيزه اروپائيان براي انکار روابط تاريخي و فرهنگي اقليمهاي اطراف مديترانه و ارائه تصويري ساختگي از «روابط خالص» که گويا در زبانهاي موسوم به هند و اروپائي جلوه ميکند و گويا هرگونه آميختگي متقابل فرهنگهاي اروپائي با فرهنگهاي آسيائي و آفريقائي و فرهنگ بين‌النهرين بايد امري ناپسند و نا مقبول تلقي شود.

اروپائيان از دوره رنسانس بتدريج خود را وارث و ادامه دهنده فرهنگ يونان باستان معرفي کردند و براي فرهنگ و زبان يونان باستان شناسنامه اروپائي صادر کردند. شايد روشنفکران يونان نيز از اين امر خوشنود بودند، چنانکه اکنون ممکن است خيلي از روشنفکران ترکيه از الحاق کشورشان به اتحاديه اروپا دچار نوعي غرور و احساس برتري نسبت به ساير کشورهاي اسلامي بشوند. تأکيد ميکنيم که هدف نه تحقير فرهنگ اروپائي است، و نه بزرگ‌نمائي فرهنگ شرقي، که اين خود مقوله‌اي جداگانه است. حقيقت امر آن است که اکثريت مردم، فرهنگ ملتهاي اروپائي را با رفتار دولتهايشان ميسنجند، در حاليکه آنها در اغلب موارد با دولتهاي خودشان مشکل دارند. نژادپرستان حتي در کشوري مثل آلمان که دو بار دنيارا طعمه حريق جنگ جهاني کرده است، اقليت منفوري محسوب ميشوند. لذا هويت‌سازان اروپائي که از روشنفکران سرمايه‌داري نوپا و مغرور قرن نوزدهم تشکيل ميشدند، حدود ۲۰۰ سال است که حتي مردم خودشان را، به قول معروف، سر کار گذاشته‌اند. هنوز هم شهروند اروپائي از شنيدن اين که زبان وي با زبان هندوستان همخانواده است، تعجب ميکند، اما خود را لايق آن نميداند که در کار دانشمندان مداخله کند. واضح است که طرز تفکر اروپائيان را، چنانکه تئوريسين بزرگ کانادائي مارشال مک‌لوهان تشريح کرده بود، رسانه‌ها شکل ميدهند و در اين پروسه، نفس رسانه بر مضمون برتري دارد که مک‌لوهان اين پديده را «يگانگي رسانه و مضمون» ناميده است. اما کار از پيش‌بيني مک‌لوهان بسيار فراتر رفته است و «يگانگي رسانه و مضمون» را امروزه به صورت «برتري رسانه بر مضمون» مشاهده ميکنيم.

بر همين منوال تئوريسينهای اروپائي تمدن يونان باستان را سر آغاز تمدن اروپا شناسائي و معرفي کردند و کوشيدند که هويت آن را از هويت فرهنگهاي شرقي تجريد کنند. اين فريب بزرگ صرفا بازي با کلمات نبود. ذهن اروپائي در سرآغاز جهش بزرگ صنعتي، به مفهوم هويت اروپائي نياز مبرم داشت و اين نياز را نخست با وضع نظريه زبانهاي هند و اروپائي و سپس تلفيق زبان يوناني در خانواده زبانهاي اروپائي برآورد شده تلقي کرد. عدم رغبت دانشمندان يهودي نسبت به شناسائي روابط باستاني زبان يوناني و زبان فنيقي و بخصوص عدم رغبت آنها به پذيرش منشأ فنيقي الفباي يوناني نيز عامل موثر ديگري در شکل‌دهي به تفکر اروپامحورانه در علم يونان‌شناسي بود. يهوديان نه تنها منشأ فنيقي الفباي يوناني را نمي‌پذيرند، بلکه اين الفبا را يک الفباي اصيل يوناني به حساب مي‌آورند که گويا فنيقيها آن را از يونانيان اخذ کرده‌اند. تمام اين دغدغه به خاطر آن است که تأثير ملتهاي بين‌النهرين و ملتهاي آفريقائي و زبانهاي صياغي بر زبان يونان را انکار کنند و نقش يهوديان باستان را در شکل‌دهي به تمدن يونان عمده جلوه دهند.

 

 لوحه گلي حاوي شش سطر به خط موسوم به Linear A متعلق به دوره متأخر تمدن کرت (حدود ۱۴۵۰ قبل از ميلاد)، موزه بنياد اوناسيس 
در يک کلام، با آن که زبان عبري خود عضوي از خانواده زبانهاي صياغي است، اگر تمدن و زبان يونان باستان به صورت دربست جزئي از فرهنگ مستقل اروپائي ارزيابي شود، به مذاق يهوديان گواراتر است، زيرا پذيرش تأثير تمدن مصر و فنيقيها بر تمدن و زبان يونان باستان از منظر يهوديان بسيار تلخ و ناخوشايند مينمايد، بخصوص اين که ممکن است پاي فلسطينيان باستان نيز به عنوان بخشي از عوامل تأثير گذار بر زبان و فرهنگ يونان باستان به ميان کشيده شود که در آن صورت وضع براي روشنفکر يهودي بسي بغرنجتر خواهد شد و مقابله با عواقب آن بسيار مشکلتر. بنابر اين کشمکش بر سر هويت زبان يوناني دو بعد مستقل دارد که عبارتند از بعد اروپائي و بعد يهودي، و اين دو ضمن داشتن تضاد فطري در طرز تعبير تاريخ، در يک مسأله منافع مشترک دارند و آن اين که زبان و فرهنگ يونان بايد به صورت اختصاصي و بي‌مجادله به اروپائيان تخصيص يابد، حتي اگر شواهد و نشانه‌ها به تمامي دلالت بر واقعيت معکوس داشته باشند!

 

قسمت بالاي تصوير: نمونه خط موسوم به Linear A که احتمالا از حدود ۲۱۰۰ پيش از ميلاد در جزيره کرت مورد استعمال بود. اين زمان با ساخت اولين قصرهاي جزيره کرت مطابقت دارد. اين خط هنوز کشف رمز نشده است و حتي با قطعيت نميتوان گفت که آيا زبان تمدن کرت با زبان يوناني رابطه‌اي داشته است يا خير. برخيها همين خط را نيز يک شکل باستاني از خط فنيقي ارزيابي کرده‌اند. قسمت پائين تصوير: نمونه خط Linear B که در دوره تمدن موکِنا (۱۶۰۰- ۱۱۰۰ قبل از ميلاد) پيش از شروع عصر تاريک يونان مورد استفاده بود و حاوي نشانه‌هاي متعددي است که شامل تعدادي ايدئوگرام نيز ميشود. اصطلاح Linear در تقابل با خط ميخي است. نشانه شبيه به حرف θ (تتا) که بعضا در اين نمونه‌ها مشاهده ميشود، ربطي به حرف مذکور ندارد، بلکه ايدئوگرامي است که چرخ درشکه را تصوير ميکند. 

 

الفباي متکامل يوناني

در خصوص منشأ الفباي يوناني و اين که آيا حقيقتا اين الفبا از زبان فنيقي اخذ شده است، بحثهاي حادي جريان داشته است و لکن تحقيقات علمي اين نظريه را به طور قاطع تأييد ميکند که الفباي يوناني منشأ فنيقي دارد و ارتباطي با خطوط پيشين موسوم به Linear A و Linear B ندارد. مهمترين دليل اين فرضيه عبارت از مطابقت غير قابل انکار الفباي يوناني با الفباي فنيقي و وجود مکتوبات قديمي دو زبانه به زبان يوناني و فنيقي است. اما جريانهائي که مايلند الفباي فنيقي را تقليدي از الفباي يوناني معرفي کنند، که عمدتا جريانهاي وابسته به متعصبين يهودي‌اند، بايد به خاطر بياورند که علاوه بر دلائل علمي و باستان‌شناختي متعدد، اين نکته که نام حروف الفبا در زبان يوناني و همه زبانهاي اروپائي از کلمات «صياغي» و به طور مشخص از زبان فنيقي اخذ شده است، تئوري مجعول آنان را با ورشکستگي مطلق مواجه خواهد کرد. تنها نام بعضي حروف يوناني مانند اومگا و اوميکرون که بعدها به منظور تکميل الفبا اضافه شده است، داراي معناي يوناني است (اومگا: «او»ي بزرگ، اوميکرون: «او»ي کوچک). يهوديان، چنانکه ديديم، با آنکه خود به گروه زبانهاي صياغي تعلق دارند، از ارتباط فرهنگي يونان باستان و ملتهاي صياغي‌زبان ناخشنودند، زيرا اين امر پاي مصريان باستان و فلسطيني‌هاي باستان را نيز در غني‌سازي فرهنگ يونان به ميان ميکشد. اين جريان فکري حاضر است زبان و تمدن يونان را به هرکسي از جمله به هند ببخشند، مشروط بر اين که پاي اقوام شمال آفريقا و بين‌النهرين به ميان کشيده نشود.

اينک در ادامه بررسي کلمات دخيل «صياغي» در زبان يوناني به معرفي چند کلمه مي‌پردازيم که از اهميت حضور کلمات صياغي در اين زبان باستاني و در نتيجه از وجود روابط اجتماعي و اقتصادي گسترده حکايت دارد. از آنجائي که ما تلفظ هر کلمه را معمولا با حروف فارسي نشان ميدهيم و اين روش براي انعکاس تلفظ کلمات يوناني روش دقيقي نيست، توصيه ميشود به نکات زير در تلفظ کلمات توجه شود:

۱ – کلماتي مانند  θεός (تئوس: خدا) بايد به صورت theos تلفظ شود، نه theus.
۲ – کلماتي مانند στόμα: (ستوما: دهان) بايد به صورت stoma تلفظ شود، نه estoma. همچنين کلماتي مانند πρόγραμμα (پروگراما: برنامه) بايد به صورت programa تلفظ شود، نه به صورت perograma يا  porograma. اين نوع سوء تلفظها ممکن است به تغيير معني منجر شود.
۳ – در تلفظ بيشتر کلمات يوناني که با حرفي مصوت آغاز ميشود، بايد صداي «h» به اول کلمه افزوده شود، مانند ίππος: (هيپوس: اسب) و Ελλάς (هِلاس: يونان).

در ادامه ردگيري کلمات صياغي، کلمه χωριό (خوريو) به معناي «ده» و «قصبه» را در نظر ميگيريم. هيچ کلمه مشابهي در زبانهاي اروپائي نمي‌يابيم. در زبان لاتين pagus  و vicus معادلهاي اين کلمه‌اند که هيچ شباهتي به آن ندارند. از طرف ديگر کلمه κώμη (کومه) در همين معني در يوناني باستان وجود دارد که آن هم شباهتي به کلمات مشابه در زبانهاي اروپائي ندارد.  با کمي دقت ميتوان دريافت که χωριό (خوريو: ده، روستا) ريشه در زبانهاي صياغي دارد که شکل امروزين آن در عربي «قرية» و جمع آن «قُري» است. احتمال مسير معکوس نيز منتفي نيست.

يکي ديگر از کلمات قابل توجه نيز کلمه φρέαρ (فره‌آر) در يوناني باستان به معني «چاه» است که بازهم کلمات همريشه آن را در زبانهاي اروپائي پيدا نميکنيم و احتمال زياد دارد که اين کلمه همريشه با کلمه عربي «بئر» باشد.

اما کلمه κλίμα (کليما) به معني «آب و هوا» که امروزه به صورت climate و امثال آن در زبانهاي اروپائي حضور دارد، شکل ديگري در زبان انگليسي دارد به صورت clime به معني «اقليم» که در مجموع بايد گفت که کلمه κλίμα (کليما) و کلمه عربي «اقليم» همريشه‌اند.
به عنوان يکي ديگر از کلمات مهم و مشترک بين زبانهاي صياغي و يوناني باستان ميتوان از όλος (هولوس) نام برد که عينا با کلمه عربي «کلّ» همريشه است. اين کلمه که از طريق زبانهاي صياغي به زبان يوناني باستان راه يافته است، امروزه در زبانهاي اروپائي به صورت whole (انگليسي) و holl (زبان بريتاني) و hele (هلندي و نرژي) و hela (سوئدي) و غيره تظاهر ميکند. به نظر ما ريشه کلمه all نيز با همين کلمه مشترک است. کلمات معاصرمشتق از اين کلمه عبارتند از: هولوکاست (سوزاندن همه)، هولوگرام (معناي تحت اللفظي: نوشتن همه يک مجموعه) و امثال آن. ارتباط ديگر اين کلمه را بايد در کلمه انگليسي colloquial جستجو کرد که به معناي «محاوره» استعمال ميشود، و از دو بخش «کل:همه» و «لوگو: گفتگو) تشکيل ميشود که مجموعا به معني «گفتگو بين همه» است.

پيش از ادامه بحث و به عنوان چاشني، به يک کلمه مأنوس يوناني اشاره ميکنيم که براي همگان آشناست. همه ما با مفهوم «تاکسي» آشنائي داريم، اما شايد احدالناسي فکر نکرده است که اين کلمه ممکن است يوناني باشد. ارتباط اين کلمه با زبان يوناني از طريق مصدر يوناني ταξιδεύω (تاکسيدئو) به معني «حرکت» و «سفر» متحقق ميشود و مشتقات ديگر آن عبارتند از ταξιδιώτης (تاکسيدئوتس: مسافر) و بسياري کلمات ديگر.

گفتيم که کلمات محدودي در زبان يوناني و زبانهاي اروپائي وجود دارند که اين امر توهم خويشاوند بودن آنها را القاء ميکند. برخورد با اين مسأله به دقت زيادي نياز دارد، زيرا زمينه براي تقلب و دغلکاري بيش از آن است که يک ذهن معمولي قادر به تشخيص آن باشد. بيشترين شباهتهاي لفظي، چنانکه خواهيم ديد، در طرز بيان اعداد مشاهده ميشود و ظاهرا زبان يوناني نيز از همان الفاظي استفاده ميکند که در بيشتر زبانهاي اروپائي رايج است. به نظر ميرسد که لفظ اعداد از ۱ تا ۹ از سرچشمه‌اي نامعلوم به سهولت بين تعداد زيادي از زبانها در جغرافياي وسيعي شيوع پيدا کرده است که به هيچ وجه نميتوان آن را دليل خويشاوندي تاريخي زبانها دانست. از سوي ديگر با تحقيق بيشتر در زبان يونان باستان معلوم ميشود که اين زبان در گذشته‌اي دور الفاظ اختصاصي خود را  در مورد اعداد دارا بوده است که برخي از آنها مانند εις, μία (هئيس و ميا به مفهوم «يک» به صورت الفاظ جداگانه براي حالت مونث و مذکر) و همچنين χίλια (خيليا به مفهوم «هزار») تا به امروز هم باقي مانده ولي اکثر آنها در برابر هجوم کلمات نفوذي از لاتين، تغيير هويت داده است. در جدولي که در پي‌ مي‌آيد، اين يگانگي نسبتا قوي در بيان اعداد را مشاهده ميکنيم و از خود ميپرسيم، چگونه است که دو زباني که در اکثريت قريب به اتفاق کلمات بنيادين، از آب و نان گرفته، تا اسامي اعضاي بدن، اسامي حيوانات، اصطلاحات ديني، و اصطلاحات مربوط به معيشت روزمره نسبت به هم بيگانگي کامل نشان ميدهند، در مورد بيان اعداد اين همه به همديگر شبيه‌اند و آيا ميتوان اين شباهت را دليل بر خويشاوندي تاريخي دانست؟ 

 

عدد

يوناني

يوناني باستان

لاتين

۱

ένα (إنا)

εις, μία (هئيس، ميا)

unus

۲

δυο (دوئو)

 

duo

۳

τρία, τρεις (تريا، ترِيس))

 

tres

۴

τεράδα, (ترادا)

τέσσερα (تسسه‌را)

quattuor

۵

πέντε (پنته)

 

quinque

۶

έξι (هکسي)

 

sex

۷

επτά (هپتا)

 

septem

۸

οχτώ (اوختو)

 

ot

۹

εννέα (إننه‌يا)

 

novem

۱۰

δέκα (دکا)

 

decem

۱۱

ένδεκα (إندکا)

 

undecim

۱۲

δώδεκα (دودکا)

 

duodecim

۲۰

είκοσι (إيکوسي)

 

viginti

۳۰

τριάντα (تريانتا)

 

triginta

۴۰

σαράντα (سارانتا)

 

caranta

۵۰

πενήντα (پننتا)

 

quinquaginta

۶۰

εξήντα (إکسنتا)

 

sexaginta

۷۰

εβδομήντα (إسدومينتا)

 

septuaginta

۸۰

ογδόντα (اوگدونتا)

 

octoginta

۹۰

ενενήντα (إنه‌ننتا)

 

nonaginta

۱۰۰

εκατό (إکاتو)

 

centum

۱۰۰۰

χίλια (خيليا)

 

mille

جـدول اعـداد و طـرز بـيـان آنـهـا در زبان يوناني و زبان لاتين باســتان

اينک برخي کلمات روزمره يوناني را در مقايسه با زبانهاي ديگر مرور ميکنيم و به درجه شباهت آنها توجه ميکنيم:

فارسي

انگليسي

يوناني

لاتين

روسي

پيراهن

shirt

πουκαμισο (پوکاميسو)

subucula

сорочка

خوردن

eat

τρώγω (تروگو)

edere

еда

نان

bread

ψωμί (پسومي)

panis

хлеб

مي، شراب

wine

κρασί (کراسي)

vinum

вино

شير

milk

γάλα, αρμέγω (گالا، آرمه‌گو)

lac

молоко

نمک

salt

αλάτι (آلاتي)

sal

соль

گوشت

meat

κρέας (کره‌آس)

caro

мясо

گندم

wheat

σιτάρι (سيتاري)

triticum vulgaris ; frumentum

зерно

خرما

date

χουρμάς (خورماس)

dactylus

хурма

پنير

cheese

τυρί (توري)

caseus

сыр

ميوه

fruit

καρπός (کارپوس)

frux

фрукты

انگور

grape

σταφύλια (ستافوليا)

uva

виноград

شيرين

sweet

γλυκύς (کلوکوس)

dulcis

слаткий

قاشق

spoon

κουτάλι (کوئوتالي)

ligula

лошка

موش

mouse

ποντίκι (پونتيکا)

musculus

мыш

سگ

dog

σκύλος (سکولوس)

canis

собака пес

سنگ

stone

λίθος (ليتوس)

saxum

камен

زمين

earth

γή (گِه)

terra

земля

کوه

mountain

όρος (اوروس)

mons

гора

رود

river

ποταμός (پوتاموس)

fluvius

река

خاک

earth

έδαφος (ادافوس)

humus

земля

گِل

mud

ιλύς (ايلوس)

lutum ; caenum

 

خاور

east

ανατολή (آناتوله)

oriens

восток

باختر

west

δύση, δυτικός (دوسه، دوتيکوس)

occidens

запод

شمال

north

βορράς (بورراس)

septentriones ; arctus

север

جنوب

south

νότος (نوتوس)

meridies

юг

آجر

brick

τούβλο (توبلو)

later ; testa

кирпич

ستون

column

στῦλος (ستولوس)

columna

колона

سقف

ceiling

σοφίτα, ταβάνι (تاواني، سوفيتا)

lacunar

потолок

اتاق

room

δωμάτιο (دوماتو)

conclave ; diaeta

комнота

ديوار

wall

τείχος (تِيخوس)

murus

стена

جدولي از کلمات روزمره يوناني در مقايسه با زبانهاي ديگر

چنانکه از مقايسه دو جدول فوق مشاهده ميکنيم، شباهت لفظي که در خصوص اعداد ظاهرا در حد صددرصد است، در خصوص کلمات روزمره تقريبا به صفر درصد تنزل ميکند! لذا تبليغ خويشاوندي زبانها بر اساس لفظ اعداد روشي غير علمي و ناصحيح است.

در نوشته بعدي ضمن معرفي کلمات بنيادين بيشتري به ارائه تابلوي شفاف‌تري از موقعيت اين زبان و استقلال آن خواهيم کوشيد و اين تحليل را با بررسي ساختار نحوي زبان يوناني غني‌تر خواهيم کرد. بر خوانندگان گرامي که عليرغم معضل بودن بحث، صبورانه در اين تحليل مارا همراهي ميکنند سپاسگزاري ميکنيم و جوياي نظراتشان هستيم.

منابع مورد استفاده:
١ –
ريشه‌هاي آفريقائي و آسيائي تمدن يونان، مارتين برنال، استاد مطالعات خاور نزديک، دانشگاه کرنل
٢ –
فرهنگ لغت بزرگ انگليسي- يوناني In.gr
٣ - منوچهر آريان پور کاشاني، فرهنگ ريشه‌هاي هند و اروپائي زبان فارسي، نشر جهاد دانشگاهي اصفهان ١٣٨٤
٤ –
American Heritage Dictionary of the English Language